| | #1 |
| مدیر آموزش مداحی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ در مورد من: احـــــــمد صدرائـــــی محل سکونت: استان تهران-شهر قیام 15خرداد مداح مورد علاقه: هر ستایشگر اهلبیتی که اصول مداحی و رعایت کنه....عاشقشم:) شغل: تدریس و تحصیل , ستایشگـــری اهلبیت علیهم السلام
نوشته ها: 1,118
تشکر: 5,141
5,639 بار در 1,337 پست از ایشان تشکر شده است
| بنام خدا سلام 1- اعتماد به نفس 2-انجام واجبات و پاکی 3- اخلاص 4- تواضع 5- سخاوت 6- تشویق کردن 7- مودب به آداب اسلامی:در همه امور زندگی باید ادب داشت.مردم از مداح اهلبیت توقع دارند.واو باید بداند..... 8- خوش قولی 9- وقت شناسی 10- تناسب مرثیه سرایی محتوای مرثیه یا مدح 11- روش صحیح خوانی جملات و اشعار 12- احترام گذاشتن و ادب 13- روحیه انتقاد پذیری 14- اخذ تجربه:در مجالس مداحان پیشکسوت شرکت بفرمائید 15- حفظ. ظاهر 16- هماهنگی اعمال با گفتار 17- عدم تحریف: خیلی مهمه 18- رازو نیاز و توسل به ائمه اطهار(ع) 19- تمرین و تکرار 20- نکته برداری 21- محزون خواندن و شاد خواندن 22- استفاده از محیط در مداحی کردن 23- شناخت جایگاه روضه 24- استفاده از کرامات ومعجزات اهلبیت(ع) 25- دوطرفه بودن روضه بین مداح ومستمع سه نکته دراین مورد: 1-ایجادزمزمه 2-تشویق مستمع 3-قرار دادن مستمع در فضای روضه 26- گریز زدن در روضه مثال:(کتاب:علی اکبر لطیفیان) 27- استفاده از فن برگردان روضه 28- خونسردی را رعایت کنید 29- صداتون را خوب انتقال بدید.نحوه دست گرفتن میکروفون 30- عدم یکنواختی در چهره وصدا 31- مطالعه متناوب در هر زمینه ای 32- نوشتن مطالبی که میبینیم یا میشنویم 33- قبل از اینکه حرفی رو بزنیم خودمون معنی آن را بدانیم 34- همیشه جلسه را با ذکر بسم الله الرحمن الرحیم و صلوات آغاز کنیم 35- مناجات بخونیم 36- خودمون هم اهل بکا باشیم 37- احترام به مستمع در مداحی مهم میباشد اصلا از مستمع توقع نکنیم بلکه خودمون با تکنیکمون و فن و البته اخلاصمون مستمع را تحریک و تشویق کنیم 38- این شاخه و آن شاخه نپریم 39- مطلع و اوج و مقطع را فراموش نکنیم 40- در هر مجلس منهای گریز که جای خود دارد دو یا سه روضه نخونیم 41- چشمامونو نبندیم. 42- ارتباط عاطفی در همه لحظات با مستمع باشد. هرکدام از موارد بالا توضیحات منحصر خود رادارد
__________________ وای بر هتاکان اهلبیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین مـا را غلـام حضـرت هـادی نوشتـه انـد ، دیـوانگـان غیـر ارادی نـوشته انـد
|
| | |
| 10 کاربر برای این پست سودمند از .ܓܨصدرائیܓܨ عزیز تشکر کرده اند: | hajhojat (۱۳۹۰/۰۸/۳), hasator (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), kalbol abas (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), mahdi (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), mohammad_mehdi (۱۳۹۰/۰۸/۳), sine zan (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), م.صفری (۱۳۹۰/۱۲/۹), محفل غم (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), امیرعباس (۱۳۹۰/۰۸/۳), عشقه جواد (۱۳۹۰/۱۲/۹) |
| | #2 |
| عاشق هیئت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ در مورد من: یه دل پرخون از مردم اطرافم محل سکونت: کرببلای قلبم مداح مورد علاقه: هرکی برا آقا بخونه شغل: اشک ریز حسین زهرا
نوشته ها: 1,499
تشکر: 5,960
6,447 بار در 1,825 پست از ایشان تشکر شده است
| ذاكر اهلبيت(عليهم السلام) بايد داراي خصوصيات فردي، اجتماعي، معنوي و اخلاقي خاصي باشد، تا بتواند آنچنان كه لايق هنرش است در اجتماع حضوري سودمند داشته باشد، كه در اينجا به طور خلاصه به ذكر بعضي از خصوصيات مي پردازيم. انشاالله كه مفيد واقع شود. اعتماد به نفس ذاكر اهلبيت (عليهم السلام) بايد اعتماد به نفس را در خود تقويت كرده و در ابتداي امر به خود تلقين كند كه مي تواند مداحي كند. زيرا تلقين يكي از راه هاي تعليم و تعلّم است. و در مقابل، حالت يأس و نااميدي را از خود دوز كند، كه راه كسبِ شهامت، اميد به آينده ي درخشان است. اين نكته غلط است كه گمان كند استعداد اين كار در وجود او نيست، بلكه هر كس با اميد و تمرين پي در پي مي تواند موفق بشود، به شرط اينكه هدفش جلب رضايت خداوند و خشنوديِ ائمّه ي اطهار(ع) باشد. پس اگر از روز اول به خود تلقين كند كه لايق مداح شدن است خواهد توانست؛ چرا كه در مواقع عادي با دوست، خواهر و يا بستگانش خوب و زيبا و روان صحبت مي كند و با آهنگي خوش آنها را صدا مي زند. پس چنين شخصي حتماً خواهد توانست براي يك جمعي هم، زيبا و روان صحبت كند. اعتماد به نفس و اميد به آينده باعث مي شود: آينده ي نَفَس تضمين شود؛( نفس در هنگام خواندن نبُرَد). كم رويي و ترسِ او در برابر جمعيت و مستمعين از بين برود؛ صدايش باز و شكوفا شود؛ حالت ظاهري او تغيير نكند؛ حواسش پرت نشده و مطلبي از يادش نرود؛ طهارت و انجام فرايض روضه خوان واقعي بايد با داشتن طهارت باطني (رفع صفت هاي رذيله) و طهارت ظاهري(داشتن وضو) و انجام فرايض ديني و ترك محرّمات بر لطايف روح خويش بيفزايد و با به دست آوردن صفاي دل مردم را منقلب كند. اخلاص مهم ترين خصوصيتي كه يك مداح بايد داشته باشد اخلاص است. بدين معني كه نيت و هدفش فقط رضاي خداوند متعال باشد. در مداحي رقابت نداشته باشد مثلاً بخواهد روي دست بلند شود. همانطور كه در بحث هاي قبلي ذكر شد آخرت را به دنيا نفروشد. چون اين طيب الله ها و بارك الله ها به درد نمي خورد. اگر مردم او را دوست داشته باشند تا دم قبر بيشتر دنبال او نمي روند.(اين صداها از ما گرفته مي شود و روزي مي شود كه از ما بهتر مي خوانند). پس اخلاص در خواندن مخصوصاً در مصيبت اهلبيت(ع) ضروري است. بعضي مواقع امكان دارد شخصي از صداي خوبي برخوردار نباشد ولي داراي نَفَسي باشد كه در موقع خواندن مستمعين را منقلب كند. البته اين نفس را خداوند به او عنايت كرده. پس صدا تنها كافي نيست ، اين اخلاص است كه مي تواند دل ها را شكسته و منقلب نمايد.( خود را بشكن تا شكني خلق جهان را) همچنين اگر از او اشكالي گرفتند ناراحت نشود. كم و زياد بودن جمعيت در او تأثير نگذارد. ندادن هديه او را دلسرد نكند. تنها نيتش خداوند متعال باشد، كه اگر نيتش پاك و خالص بود، حرفش بيشتر در مردم تأثير مي گذارد و دل هايشان را به خدا نزديك تر مي كند. البته اين اخلاص علاوه بر نيت، در عمل نيز بايد باشد. با چنين اخلاصي هم خودش را از درياي معصيت و گناه دور كرده و به ساحل رستگاري روانه مي كند و هم مردم را از گرداب گناه و معصيت نجات مي دهد. پس مداحي را به عنوان شغل و حرفه انتخاب نكند، يا خداي نكرده هدفش خودنمايي، شهرت طلبي، زراندوزيو ... نباشد. تنها هدفش رسيدن به قرب الهي و رضايت اهلبيت(ع) باشد. اگر هدفش چيزي جز اين بود، آن را تغيير داده و به هدف مقدس و قربه الي الله تبديل كند. تا نباشد از جانب معشوق كششي كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد. تواضع مداح بايد متواضع و فروتن باشد، تا حرفش بهتر در مردم اثر كرده و مورد محبت عاشقان اهلبيت(ع) قرار گيرد. نبايد خود را بالاتر و برتر از ديگران بداند و تكبر و غرور داشته باشد. كه در اين صورت نخواهد توانست وظيفه اش را به طور احسن انجام دهد. سخاوت يكي از خصوصياتي كه مداح بايد داشته باشد سخاوت است، يعني در بعضي جاها از خود مايه بگذارد. مثلاً اگر جايي بود كه طرف بضاعت مالي نداشت علاوه بر شركت در آن جلسه از مال و سرمايه اي كه خداوند به او عطا فرموده احسان نمايد. همچنين در نوشته ها و اشعارش هم سخاوتمند باشد و تجربياتش را در اختيار ديگران قرار دهد، تا از نوشته ها و تجربيات او استفاده كرده و فيض معنوي ببرند، كه خير و بركت نزد خداي سبحان است. مشوق بودن ذاكر اهلبيت(ع) بايد مشوق ديگران باشد و طوري نباشد كه چون بخواهد خودش شهرتي كسب كند و در ميان مردم معروف شود، ديگران را دلسرد كند، بلكه از آموخته هايش به آنان بياموزد و آنها را مورد تشويق قرار دهد. كه اگر با اعمال و حرف هايش آنها را دلسرد كند، ممكن است از مسير الهي دور شوند و در معرض گناه قرار گيرند كه در گناه آنان، خود ذاكر هم سهيم خواهد بود. مؤدب بودن كسي كه مداحي مي كند بايد سعي داشته باشد ادب را در صحبت كردن، نگاه كردن، نشستن، گفتن مسائل، به زبان آوردن نام ها و القاب اهلبيت(ع) و ... رعايت كند. چون هم خداوند و اهلبيت(ع) و ملائكه حاضر و ناظر هستند و هم مردم نگاهشان به مداح نگاه ديگري است و او را در مسائل ديني و خصوصيات اخلاقي، الگوي خويش مي دانند. پس بايد هميشه و در همه حال ادب را حفظ كند. خوش قولي خوش قولي صفتي است كه براي همه كس اهميت به سزايي دارد. اين صفت براي مداح هم واجب است، چرا كه عده اي بر اساس وعده ي او برنامه ريزي كرده و تدارك مي بينند. در اين صورت بدقولي مداح باعث دلسرد شدن مردم و خراب شدن جلسه ي آنان مي شود. و همچنين وقتشان ضايع مي شود، كه خداوند به چنين امري راضي نيست. وقت شناسي مداح بايد وقت شناس باشد. يعني قبل از اينكه برنامه اش را شروع كند از باني جلسه سؤال كند كه چند دقيقه وقت دارد، كه طبق وقتش برنامه ريزي براي مطالبش داشته باشد و آن چنان ورزيده باشد كه اگر به او 3 دقيقه يا 30 دقيقه وقت دادند، در هر دو مورد بتواند بدون هيچ مشكلي انجام وظيفه كند. مطلب ديگر اينكه: امكان دارد برخي اوقات خود مداح مستمع باشد و مداح ديگري پس از اتمام برنامه اش ميكروفن را به ايشان بدهد، در اينجا بايد فكر كند كه اين مردم چه مدت نشسته اند و آمادگيشان براي شنيدن روضه ي او چقدر است و شايد هم مداح ديگري بعد از او وقت گرفته باشد. كه با در نظر گرفتن جوانب خواهد توانست برنامه ي خوبي ارائه دهد. پس يك مداح بايد هميشه و در همه حال رعايت ديگران را بكند. به مناسبت خواندن خصوصيت ديگر مداح اين است كه در غير وقت ضروري، بداند چه موقع و كجا چه روضه اي بخواند. مثلاً اگر در اوايل محرم براي مداحي دعوت شده است، روضه هاي مربوط به همان روزها را بخواند و يا در مكاني مانند حرم ابوالفضل (ع) روضه ي مربوط به همان آقا را بخواند. همچنين در ايام مولودي اهلبيت(ع) مثلاً شب تولد حضرت زهرا(س) روضه نخواند. نكته ي ديگري كه بايد به آن اشاره شود اين در ايام مصائب اهلبيت(ع) از بيان مطالب شاد و خنده آور پرهيز كند. محتوا محتواي روضه بايد منظم و راجع به يك موضوع خاصي باشد. به قول معروف از اين شاخه به آن شاخه نپرد. سعي كند مطالبش را قبل از منبر جمع بندي كند تا بتواند در وقت تعيين شده به طور مختصر و مفيد صحبت كند و حاضران هم از سخنان او نتيجه گيري كرده و خسته نشوند. و اما امكان دارد يك مداح در يك روز به دو مجلس دعوت شود، بهتر است براي هر كدام روضه ي جداگانه، يا دو قسمت مختلف از يك روضه را بخواند. چون امكان دارد بعضي از مستمعين در هر دو جا حضور داشته باشند. نكته ي ديگر اينكه: مداح سعي كند مطالبش را از قبل حفظ كند كه موقع خواندن دچار اشكال نشود. البته مي تواند بعضي از اشعار يا تيتر مطالب را يادداشت كرده و همراه داشته باشد. ولي اينكه تمام مطالبش را از روي كاغذ يا كتاب بخواند كار صحيح و درستي نيست. صحيح خواندن يك ذاكر عاشق نبايد مصائب اهلبيت(ع) را طوري بازگو كند كه خواري و ذلت خاندان عصمت و طهارت از آن برداشت شود. مثلاً كلمه هاي بيچارگان يا بدبختان را در هنگام روضه خواندن به كار نبرد. همچنين بر جمله ها و اشعارش تسلط كامل داشته باشد، تا موقع خواندن، كلمات را اشتباه تلفظ نكند. مثلاً كلمه ي دَهُم در مصراع اي دهم حجت خداي منان را دَهَم نخواند. اگر چنين موردي پيش آمد در همان جلسه يا جلسه ي ديگري اشتباهش را تصحيح كند. احترام گذاشتن خصوصيت ديگر مداح احترام گذاشتن است. يعني در روضه خواني از خاندان عصمت و طهارت (ع) با احترام ياد كند. مثلاً جملات عليه السلام و عليها سلام را براي اهلبيت(ع) حتما بر زبان بياورد. ضمناً در جلسه اش علاوه بر احترام به حاضران مخصوصاً سالمندان، براي مداحان ديگر هم احترام ويژه اي قائل شود و از حضور آنان تشكر و قدرداني كند. انتقادپذيري اگر از مداح به خصوص روضه خواندنش انتقاد سودمند و به جايي كردند، آن را بپذيرد و به تصحيح آن بپردازد. اگر انتقاد، به جا هم نبود، ناراحت و دلگير نشود و مطلب را براي انتقاد كننده واضح كند. كسب تجربه مداح بايد در مجالس ديگر مداحان خبره و مشهور شركت كند تا از روش روضه خواني و اعمال و رفتار آنان كسب تجربه كند. همچنين در كيفيت كار خود هم دقت داشته باشد و نقاط مثبت آنها را به كار گيرد، تا به تدريج از نقطه ضعف هايش كاسته شود. حفظ ظواهر حفظ ظاهر براي مداح خيلي مهم است، چرا كه حالت الگو و سرمشق براي ديگران دارد. پس سعي كند لباس غير متعارف نپوشد، رفتارش مناسب باشد، از تظاهر به گناه خودداري كند و ... . خلاصه اينكه شخصيت مداح بودن را كاملاً حفظ كند و مواظب باشد كه خدشه اي بر آن وارد نشود. هماهنگي اعمال با گفتار خصوصيت ديگر مداح اين است كه اعمال و گفتارش هماهنگ باشد. مثلاً اگر راجع به گذشت حضرت زهرا(س) صحبت مي كند، خودش هم چنين صفتي را دارا باشد؛ تا حرف هايش بر روي مستمعين اثر بيشتري بگذارد. ولي اگر چنين صفتي در وجود او نباشد، هر چقدر براي مردم بگويد تأثيرگذار نخواهد بود. عدم تحريف مداح بايد از دروغ ها و تحريفاتي كه در مصائب اهلبيت(ع) صورت مي گيرد با اطلاع باشد تا آنها را نخواند. هرگاه مطلبي به دست مي آورد تا از صحت آن اطمينان حاصل نكرده و سند و مدركي راجع به آنها ندارد آن مطالب را بيان نكند. مخصوصاً در مورد خوابها و معجزاتي كه از اطرافيانش مي شنود. همچنين مواظب باشد براي گرياندن مردم، مطالب را كم و زياد نكند، تا روضه سوزناكي شود و مردم را به گريه اندازد. چون روضه خواني و ذكر مصائب اهلبيت(ع) مستحب است ولي دروغ بستن به آنها حرام است. حالت فيزيكي مداح و تأثير آن همانطور كه حالات و حركات مناسب در جذب شنونده تأثير فراوان دارد، حركات و حالات غير متعارف آثار زيانباري به دنبال خواهد داشت، به طوري كه ممكن است مستمع را از توجه به مطالب باز دارد. برخي از نكات و عادات منفي عبارتند از: 1. تكان دادن غير متعارف سر يا اعضاي ديگر 3. بستن چشم ها 3. فشار آوردن به خود طوري كه چهره عبوس و غير متعارف نشان داده شود 4. جمع شدن آب دهان و فرو ندادن به موقع آن باعث مي شود كه آب دهان به طور آشكار به صورت حباب پراكنده شود 5. پاك كردن آب دهان و بيني و عرق صورت با دست(بدون دستمال) بازي كردن با اشياء نزديك خود مثل: ميكروفن، انگشتر، دكمه ي لباس و ... .
__________________ همه ی ما امید داریم در قیامت حضرت فاطمه(س) بگه این سینه زن حسینم بوده،کاریش نداشته باشین ولی امیدوارم اون موقع حضرت زهرا(س) نگه این خون به دل مهدی من کرده. کاش زودتــــر میـــــرفتم اینـــــجا دیگر جای من نیــــســـت. ویرایش توسط امیرعباس : ۱۳۹۰/۰۸/۳ در ساعت ۱۱:۰۳ |
| | |
| 9 کاربر برای این پست سودمند از امیرعباس عزیز تشکر کرده اند: | .ܓܨصدرائیܓܨ (۱۳۹۰/۰۸/۴), hasator (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), kalbol abas (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), mahdi (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), mohammad_mehdi (۱۳۹۰/۰۸/۳), sine zan (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), م.صفری (۱۳۹۰/۱۲/۹), محفل غم (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), عشقه جواد (۱۳۹۰/۱۲/۹) |
| | #3 | |
| مدیر آموزش مداحی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ در مورد من: احـــــــمد صدرائـــــی محل سکونت: استان تهران-شهر قیام 15خرداد مداح مورد علاقه: هر ستایشگر اهلبیتی که اصول مداحی و رعایت کنه....عاشقشم:) شغل: تدریس و تحصیل , ستایشگـــری اهلبیت علیهم السلام
نوشته ها: 1,118
تشکر: 5,141
5,639 بار در 1,337 پست از ایشان تشکر شده است
| نقل قول:
سلام یک سری سوال و جواب پیرامون تحریف محضرتون تقدیم میکنم:» تحريف ها و روضه هاي دروغ تعريف تحريف سوال 60- در ابتداء اين بخش لطفا در مورد تحريف و خطر آن به طور مختصر مطالبي بيان فرماييد. ج: تحريف و كذب گويي مي تواند در تمام مسايل وجود داشته باشد كه با تحريف كردن مسائل، شنونده را از واقعيت دور نگه مي دارند و حتي تحريف باعث مي شود بر خلاف واقعيت ظاهر شود. خطر تحريف از خطرهاي بزرگي است كه دامنگير اديان آسماني گدشته شده است و اين خطر اسلام و امت اسلامي را نيز تهديد مي كند. با اين تفاوت كه در اين دين خاتم پيوسته كساني بوده و هستند كه غبار تحريف را از چهره آن زدوده و اصالت آن را حفظ كرده اند. امام صادق (ع) در اين رابطه مي فرمايند: ان فينا اهل البيت في كل خلف عدولا ينفون عنه تحريف الغالين و انتحال المبطلين ، و تاويل الجاهلين. يعني در ميان ما خاندان در هر نسل و عصري عادل مرداني هستند كه تحريف افراطيان و دروغ باطل گريان و تاويل نادانان را از چهره دين مي زدايند. و در قضيه عاشورا نيز متاسفانه تحريفات بسياري وارد شده است. انواع تحريف سوال 61- انواع تحريف را نام ببريد و بفرماييد در قضيه عاشورا كدام يك از اين تحريف ها داخل شده اند؟ ج: تحريف بر دو گونه است الف) لفظي ب) معنوي اما لفظي عبارت از جابجايي عبارات و جملات يا كم و زياد نمودن آنها. و اما تحريف معنوي آن است كه روح يك چيز را عوض كنند و چهره واقعي آن را تغيير دهند. البته راه ايجاد تحريف هم بر دو گونه مي باشد. كه يكي شايد توسط دشمنان كينه توز ايجاد شود و يا شايد توسط دوستان نادان دلسوز. در قضاياي عاشورا و نهضت حسيني (ع) در هر دو صورت لفظي و معنوي تحريف صورت گرفته است و كار به جايي رسيده است كه بايد بر مصيبت حسين بن علي (ع) نه تنها از ضرب تيرو سنان بلكه از اين گونه جعل ها و دروغ ها و تحريف ها گريست. رد يك شبهه سوال 62- عده اي مي گويند كه گريه بر امام حسين (ع) ثوابش آنقدر زياد است كه از هر وسيله اي حتي دروغ و تحريف براي اين كار مي توان استفاده كرد. آيا اين نظر صحيح است؟ ج: استاد شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي فرمايند: در مكتب ماكياول و امثال او مي گويند: هدف وسيله را مباح مي كند. هدف خوب باشد وسيله ات هر چه شد، شد در اينجا هم گريه بر اما حسين (ع) خوب است به هر وسيله اي كه شده باشد. همين كه اشك جاري مي شود به هر وسيله ممكن خوب است. شيپور بزنيم، معصيت كاري كنيم به بدن مرد لباس زن بپوشانيم، عروسي حضرت قاسم (ع) جعل و تحريف كنيم. اين چه حرف شريعت خراب كني است. به خدا قسم بر خلاف گفته امام حسين (ع) است. امام حسين (ع) شهيد شد اسلام بالا برود نه اينكه بهانه اي شود كه پا روي سنن اسلامي بگذارند. و در جايي ديگري مي فرمايند: مكتب حسين (ع) مكتب انسان سازي است نه مكتب گنهكار سازي. حسين (ع) سنگر عمل صالح است نه سنگر گناهكاري. مقصر در رشد اكاذيب سوال 63- به نظر شما چه كساني در رشد اكاذيب در روضه ها مقصر مي باشند؟ ج: مرحوم حاجي نوري (ره) استاد شيخ عباس قمي (ره) در كتاب ارزشمند لولو و مرجان در اين رابطه مي فرمايند: اگر اهل علم مسامحه نمي كردند و مراقب تمييز صحيح و سقيم و صدق و كذب گفتار اين طايفه روضه خوانان مي شدند و از گفتن اكاذيب نهي مي كردند كار خرابي به اينجا نمي رسيد. و به اين خدعه بي باك و متجري نمي شدند، و به اين قسم اكاذيب و اضحه معلومه نشر نمي كرد ... وظايف روحانيون سوال 64- لطف فرموده و در مورد وظيفه روحانيون و طلاب در مقابل مداحاني كه احاديث ضعيف السند يا مدح هاي ساختگي مي خوانند بيشتر توضيح دهيد. ج: آيت الله مكارم شيرازي (حفظه الله تعالي) اظهار داشته اند كه طلاب، روحانيون و بزرگان حوزه وظيفه دارند، جلوي مداحي هايي كه ساختگي يا مبتني بر احاديث ضعيف است بگيرند. ايشان افزودند: برخي از مداحان بي سوادي كه اهل حديث و روايت نيستند، ميدان را به دست گرفته اند و احاديث ضعيف السندي را نقل نموده و با عباراتي زشت مداحي مي كنند، وي با اشاره به اخراج احمدبن خالد برقي از قم توسط شيخ القميين به دليل اينكه وي از اشخاص ضعيف و غيره موثق نيز حديث نقل مي نمود گفتند: الان هم شما طلاب و روحانيون تكليف داريد مثل شيخ القميين آنان را از قم بيرون كنيد و يا جلوي آنها را بگيريد ... شما سراغ ديگر آقايان علماء برويد با اصرار تذكر از آنها بخواهيد كه به وظيفه شان عمل كنند و من مطمئن هستم كه آقايان بزرگوار هستند و با تذكر شما اقدام خواهند كرد. وظيفه مردم سوال 65- وظيفه مردم در مقابل روضه خوان هاي دروغ چيست؟ ج: استاد شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي فرمايند: كه مردم دو مسوليت بزرگ دارند. يك مسؤليت اين است كه نهي از منكر بر همه واجب است . وقتي كه فهميدند كه دروغ است، نبايد در آن مجلس بنشينند. كه حرام است. و ديگر اين تمايلي است كه صاحب مجلس ها و مستمعين به گرياندن مجلس دارند، مجلس بايد بگيرد، بايد كربلا بشود. روضه خوان بيچاره هم يك چيزي اضافه مي كند تا مجلسش بگيرد. اين انتظار را مردم بايد از سر خودشان بيرون كنند. مردم بايد روضه راست را بشنوند و معارف و سطح فكرشان بالا بيايد. توجيه دروغ هايي كه در كتب بزرگان آمده سوال 66- بعضي از نقل هايي كه در مورد عاشوار آمده است و به آنها نسبت دروغ و كذب داده مي شود بعضا اين روضه ها در كتب بزرگان علماء و اعيان آنها ذكر شده است. اين مطلب چگونه توجيه پذير است؟ ج: بايد بدانيم كه: اولا: نهايت چيزي كه از خبر ثقه و نقل مومن عادل به دست مي آيد آن است كه براي شنونده ظن يا اطمينان حاصل مي شود كه آن خبر راست است. ثانيا: اعتبار و بزرگي مولف، دليل بر اعتبار كتاب نيست به همين دليل به مجرد ديدن خبري و حكايتي در كتابي كه به عالمي نسبت داده مي شود نبايد قناعت كرد. چرا كه شايد آن كتاب در اوايل سن آن مولف نوشته شده باشد. كه هنوز به مقام تمييز دادن صحيح از سقيم و ثقه از غير ثقه نرسيده باشد. در نتيجه: احتمال دارد در كتاب آنها اخبار كذب و غير صادق يا ضعيف آمده باشد. كه نمونه هايي از آنها در كتب مختلف مي باشد. ثالثا: در بعضي كتب با اين هدف نوشته شده است كه تمام اقوال و نظرات در آن ذكر شود تا صحت و سقم آنها را خود خواننده با تحقيق به دست آورد. رابعا: خود مولف بزرگوار آن مطلب ضعيف را با جزم و يقين بيان نمي كند يا آن مطلب را نسبت به عالم و شخص ديگري مي دهد و يا بدون آنكه آن را تاييد جزمي كرده باشد بيان مي كند. مثلا مي گويد در قضاياي روز عاشورا اين حادثه نيز ذكر شده است. و امثال ذلك. نمونه هايي از روضه هاي دروغ سوال 67- بعد از ذكر مطالبي كه در مورد تحريف فرموديد. لطفا نمونه هايي از دروغ ها و تحريف هايي كه در حادثه عاشورا و مكتب امام حسين (ع) وارد شده است را بيان نماييد. ج: شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي فرمايند: اگر بخواهند روضه هاي دروغ را جمع كنند. شايد چند جلد كتاب پانصد صفحه اي بشود بنابراين به ناچار بايد به صورت بسيار مختصر تنها به آن روضه ها اشاره كنم تا ان شاءالله با آشنا شدن مداحان با روضه هاي دروغ از بيان آنها پرهيز نموده و با آشنا شدن مستمعين با اين روضه هاي دروغ قدرت تمييز بين روضه هاي دروغ و صحيح را پيدا كنند تا بتوانند وظيفه خود كه همان نهي از منكر در صورت آماده بودن شرايطش مي باشد انجام بدهند. نمونه اول: نقل مي كنند روزي امير المومنين (ع) در بالاي منبر بودند و خطله مي خواندند. امام حسين (ع) فرمود: من تشنه ام، آب مي خواهم. حضرت فرمود: كسي براي فرزندم آب بياورد. اول كسي كه برخاست كودكي بود كه همان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود ايشان رفتند و از مادرشان يك كاسه آب گرفتند و آمدند (آن هم با چه طول و تفصيلي) ... اميرالمومنين (ع) تا اين منظره را ديدند اشكشان جاري شد و به ياد قضاياي كربلا افتادند. شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: كه حاجي نوري در اينجا بحث عالي دارد مي گويد شما مي گوييد علي (ع) در بالاي منبر بود و خطبه مي خواند علي (ع) فقط در زمان خلافتش بود كه منبر مي رفت و خطبه مي خواند. پس در كوفه بوده است. خلاف اميرالمومنين در كوفه در چه سالي بود؟ بين سال 36و 41. در آن وقت امام حسين (ع) در چه سنتي بود؟ مردي بود تقريبا 33 ساله. مي گويد آيا اصلا اين حرف معقول است كه يك مرد 33 ساله در حالي كه پدرش دارد مردم را موعظه مي كند. خطابه مي خواند، يك دفعه وسط خطبه بدود، آقا من تشنه ام. آب مي خواهم؟! و تازه حضرت ابوالفضل (ع) در آن وقت كودك نبوده، يك جوان در حدود پانزده ساله بوده است. اين يك تحريف و جعل مي باشد. كه نه تنها مقام امام (ع) را بالا نمي برد بلكه پايين نيز مي آورد. نمونه دوم: اين طور تحريف كرده اند كه امام حسين (ع) هنگام خروج از شهر حجاز با جلال و با شكوه خارج شدند بدين صورت كه خودشان روي يك كرسي مثلا مرصعي نشسته اند، بني هاشم روي كرسي هايي چنان و چنين نشسته اند بعد مهمل را آوردند و چه حريرها و چه ديباج ها، بعد مخدرات را آوردند با چه احترامي سوار اين محمل ها كردند اينها را مي گويند و مي گويند بعد مي گويند اما عصر روز يازدهم كه اين چنين محترمانه آمدند. آن وقت ديگر چه حالي داشتند ... ! شهيد مطهري (ره) مي فرمايند كه حاجي نوري مي گويند: اين حرف ها يعني چه؟ اين تاريخ است كه امام حسين (ع) در هنگام خروج اين آيه را مي خواند: (فخرج منها خائفا يترقب) كه حضرت خود را به حضرت موسي (ع) در وقتي كه از فرعون فرار مي كرد تشبيه مي نمايد. و يك قافله بسيار بسيار ساده اي حركت دادند. مگر عظمت امام حسين (ع) اين است كه سوار محمل هايي كه از ديباج و حرير پوشيده باشد و كرسي آن چنين و اسب هاي و شترهايي آن چنان و ... ؟! كجا چنين چيزهايي بوده؟ نمونه سوم: يكي از معروفترين قضايا كه حتي تاريخ به آن گواهي نمي دهد، قصه حضرت ليلا مادر حضرت علي اكبر (ع) است. البته ايشان مادري به اين نام داشته اند. ولي يك مورخ هم نگفته است كه حضرت ليلا در كربلا بوده است. اما چقدر روضه حضرت ليلا و حضرت علي اكبر (ع) كه حضرت ليلا در خيمه اي موهايش را پريشان كرد و ... گفته شده است. نمونه چهارم: شهيد مطهري (ره) مي فرمايد: از اين بالاتر مي گويند: در همان گرما گرم روز عاشورا كه مي دانيم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خوانده اند. امام (ع) فرمود: حجله عروسي راه بياندازيد، من مي خواهم عروسي قاسم را با يكي از دخترهايم، لااقل شبيهش هم شده، در اينجا ببينم. (حالا حضرت قاسم يك بچه سيزده ساله است.) اين قضيه كه در تعزيه ها و روضه ها مي خوانند قاسم نو داماد در هيچ كتابي از كتاب هاي تاريخي معتبر وجود ندارد. و حاجي نوري (ره) مي گويد كه اصل قضيه دروغ و صد در صد دروغ است. نمونه پنجم: شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: مي گويند كه امام حسين (ع) در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت. با بمبي كه روي هيروشيما انداختند، تازه سيصد هزار نفر كشته شد. من چند روز پيش حساب كردم كه اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود، سيصد هزار نفر، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت مي خواهد. ديدند كه جور در نمي آيد، چه بكنند؟ گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بود (همچنين نوشته است) حضرت ابوالفضل (ع) بيست و پنج هزار نفر را كشت حساب كردم شش ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت مي خواهد، اگر درهر ثانيه يك نفر كشته شده باشد . نمونه ششم: اربعين که مي رسد، همه مردم اين روضه را گوش مي کنند که اسرا از شام که بر مي گشتند آمدند به کربلا و در آن جا با جابر ملاقات کردند. در صورتي که اين مطلب جزء در کتاب لهوف که آن هم خود سد بن طاووس (ره) در کتاب هاي ديگرش آن را تکذيب کرده و لااقل تاييد نکرده است. در هيچ کتابي نيست و هيچ دليل عقلي هم قبول نمي کند. چون اصلا راه شام از کربلا نيست. راه شام به مدينه از خود شام جدا مي شود. و علامه حاجي نوري در اين رابطه مني فرمايد. که سيد بن طاووس (ره) در کتاب اقبال در اعمال روز بيستم صفر بعد از اشاره به آنچه در لهوف سابقا نوشته بود فرموده که اين بعيد است. زيرا که عبيدالله ابن زياد (لعنه الله عليه) در مورد واقعه کربلا براي يزيد گزارشي نوشت و از او اجازه خواست که اهل بيت (ع) را به سوي شام بياورد و اين کار را نکرد تا جواب از يزيد بيايد. که اين محتاج است که حداقل بيست روز يا زيادتر از آن بگذرد و بعد نيز وقتي اهل بيت (ع) را به شام فرستاد مروي است که يک ماه ايشان را در مکاني جاي دادند که از سرما و گرما در امان نبودند که در اين صورت رسيدن اهل بيت (ع) به مدينه يا کربلا بيشتر از اربيعن مي باشد. نمونه هفتم: حاجي نوري مي فرمايند که نقل مي کنند با سوز و گذار، که در روز عاشورا بعد از شهادت اهل بيت (ع) و اصحاب، حضرت به بالين امام زين العابدين (ع) آمد، امام سجاد (ع) از پدر در مورد اتفاقي که بين ايشان با دشمنان افتاده سوال کرد حضرت خبر داد که جنگ شده است. پس جمعي از اصحاب را اسم برد و از حال آنها پرسيد. حضرت در جواب فرمود: قتل قتل تا رسيدن به بني هاشم و از حال حضرت علي اکبر و حضرت ابوالفضل(ع) پرسيد که به همان قسم جواب داد. و فرمود: بدان در ميان خيمه ها غير از من و تو مردي نمانده. اين خلاصه اين قصه است و حواشي بسيار دارد و صريح است در آنکه آن جناب از اول مقاتله تا وقت مبارزه پدر بزرگوارش ابدا از حال اقربا و انصار و ميدان جنگ خبري نداشت. نمونه هشتم: شهيد استاد مطهري (ره) مي فرمايد: مساله تشنگي ابا عبدالله (ع) و خاندان و اصحابشان مساله شوخي اي نيست. يحول بينه و بين السماء العطش اينقدر تشنگي اباعبدالله (ع) زياد بود که وقتي به آسمان نگاه مي کرد. بالاي سرش را درست نمي ديد. اينها شوخي نيست ولي من هر چه در مقاتل گشتم (آن مقداري که مي توانستم بگردم) تا اين جمله معروفي را که مي گويند اباعبدالله (ع) به مردم گفت (اسقوني شربه من الماء) يک جرعه آب به من بدهيد) ببينم، نديدم. حسين (ع) کسي نبود که از آن مردم، چنين چيزي طلب کند. فقط يک جا دارد که حضرت در حالي که داشت حمله مي کرد وهو يطلب الماء) قرائن نشان مي دهد که مقصد اين است. در حالي که داشت به طرف شريعه مي رفت (در جست وجوي آب بود که از شريعه بر دارد) نه اينکه از مردم طلب آب مي کرد. نمونه نهم: شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: يک دزدي بود (در کتاب ها هم نوشته اند) راه را بر مردم مي بست، چقدر مال مردم را چاپيده بود، چقدر آدم ها کشته بود و ... يک بار اطلاع پيدا کرد که قافله اي از زوار مي خواهند بروند کربلا، آمد سر گردنه اي کمين کرد که راه را بر آن زوار ببندد و مالشان را بگيرد. کنار راه خوابش برد. قافله آمد و رد شد، او بيدار نشد ولي در همين حال صحنه قيامت را در خواب ديد. ديد او را کشان کشان به جهنم مي برند. چون کوچک ترين عمل صالح در نامه عمل او نيست هر چه هست گناه و جنايت است بردند لبه پرتگاه جهنم ولي جهنم او را نپذيرفت چون در کنار راهي خوابيده است که در آنجا قافله زوار مي رفتند و گرد زوار مي رفتند و گرد زوار بر لباس او نشسته است. بدون اينکه خودش قصدي داشته باشد بلکه قصد کشتن زوار را داشته باشد و قصد بردن مال اينها را داشته و علي رغم گفته پيغمبر (ع) که انما الاعمال بالنيات؛ اين عمل بدون اختيار , تمام گناهانش را محو کرد. که اين از جنبه شعري خيلي خوب است اما از جنبه مکتب امام حسين (ع) متاسفانه نه چون مکتب امام حسين (ع) مکتب انسان سازي است، نه مکتب گنهکار سازي. نمونه دهم: در کتاب محرق القلوب چنين آمده است: که در قضاياي عاشوار چون بعضي از ياران به جنگ رفته، شهيد شدند ناگهان از ميان بيابان سوار مکل و مسلح پيدا شد. مرکبي کوه پيکر سوار بود. و نيزه هيجده ذرعي در دست گرفته و بعد از جولان، روي به سپاه دشمن کرد و گفت: هر که مرا نشناسد بشناسد منم هاشم بن عتبه بن ابي وقاص پسر هم عمر سعد من آمده ام جان خود را نثار کنم، که تا آخر قصه مبارزه و کشته شدن آن تماما دروغ است به طور يقين. زيرا که هاشم بن عتبه از شجاعان معروف بود که بدين سبب او را مرقال يعني کسي که دلاورانه به ميدان مبارزه مي شتابد مي گفتند که از خاصه ملازمان رکاب حضرت اميرالمومنين (ع) در جنگ بود. و در جنگ صفين علمدار بود و در همان روز جنگ صفين هاشم بن عتبه شهيد شد. که به اتفاق علما رجال اين مطلب رسيده است. و از آن عجيب تر آن که نوشته شده چون پسر سعد هزار سوار بريا مقاتله با هاشم بني عتبه فرستاد حضرت نيز برادر خود فضل را با ده نفر از انصار براي کمک به هاشم فرستاد و حال آنکه علماء با تمام رنج و مصائب بسيار تمامي فرزندان اميرالمومنين (ع) را از ذکور و اناث بيان نموده اند. که فرزند به نام فضل تا کنون در آن اسامي ديده نشده است. شهيد مطهري (ره) مي گويند: پس باور کنيم حرف اين مرد بزرگ حاجي نوري را که مي گويد: امروز اگر کسي بخواهد بگريد اگر بخواهد ذکر مصيبت کند بر مصائب جديد اباعبدالله (ع) بايد بگريد. بر اين دروغ هايي که به ابا عبدالله (ع) نسبت داده مي شود. اينها نمونه هاي کوچکي بود که ذکر شد. والا اگر بخواهند روضه هاي دروغ را جمع کنند به قول استاد مطهري (ره) شايد چند جلد کتاب 500 صفحه اي بشود . فطرس ملک و بررسي صحت و سقم آن سوال 68- در کتب مختلفه آمده است که فرشته اي به نام فطرس بود که به علت کندي در فرمان خدا، خداوند پرش را شکست و او را در جزيره اي انداخت در زمان تولد امام حسين (ع) به همراه حضرت جبرئيل به نزد رسول خدا (ع) آمد و فطرس خودش را به حضرت حسين بن علي (ع) ماليد و شفا يافت و بالا رفت و گفت هر کس حسين (ع) را زيارت کند و سلام دهد به وي مي رسانم . حالا سوال در مورد صحت و سقم اين مطلب است . لطفا توضيح فرماييد. ج: بله، علامه طباطبائي (ره) اين داستان را بعيد دانسته اند چرا که در کلام خدا و احاديث ذکر شده است که يکي از صفات ملائکه اين است که در بين ملائکه نافرماني و عصيان نيست. معلوم مي شود ملائکه نفسي مستقل ندارند. و داراي اراده مستقل نيستند. که بتوانند غير از آنچه که خدا اراده کرده اراده کنند. پس ملائکه در هيچ کاري استقلال ندارند و هيچ دستوري را که خدا به ايشان تحميل کند تحريف نمي کنند و کم و زيادش نمي سازند. همچنان که در سوره تحريم آيه ششم آمده (لا يعصون ... ما امرهم .) يعني خدا در آنچه امرشان کند نافرماني نمي کنند. همچنين امير المومنين علي (ع) در بيان وصف ملائکه مي فرمايند: (ولا عندهم غفله و لا فيهم معصيه) و اگر اشکال شود که چرا شيطان معصيت خدا را کرد؟ جواب داده مي شود که شيطان از جنس فرشتگان نبوده، بلکه از طايفه جن بوده است. که در آيه 50 سوره کهف نيز علت سجده نکردن شيطان را همين امر بيان مي کند که (کان من الجن ففسق عن امر ربه ). لقب بيمار به امام زين العابدين (ع) سوال 69- آيا اين صحيح است که به امام زين العابدين (ع) لقب بيمار مي دهند؟ ج: شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: امام زين العابدين (ع) بيمار شما در غير از زبان فارسي در جاي ديگر اين کلمه بيمار را دنبال اسم حضرت زين العابدين (ع) نمي بينيد. امام زين العابدين (ع) تنها در ايام حادثه عاشورا، بگوييم قدير الهي بود براي آنکه امام زنده بماند و نسل امام حسين (ع) از اين طريق محفوظ بماند. بيمار بودند. و همان بيماري سبب نجات ايشان شده. کيست در دنيا که در عمرش بيمار نشود؟ هر کسي در عمرش يکي دو بار بيمار مي شود. (در مورد حضرت زين العابدين (ع) هم ) به غير آن چند روز شما ببينيد يک جا نوشته اند که حضرت بيمار بود؟ ولي ما امام زين العابدين (ع) را يک آدم بيمار و مريض زرد رنگ تصور کرده ايم که هميشه عصا به دستش است. اين دروغ و تحريف است . سر به محمل زدن حضرت زينب (ع) سوال 70- آيا اين قضيه که حضرت زينب (ع) سرش را به چوبه محمل زده است صحيح مي باشد. در صورت صحت اين قضيه آيا زدن سر به چوبه محمل، اضرار بر بدن نبوده است؟ ج: علامه جعفري (ره) در اين رابطه مي فرمايند: جزئيات اين گونه تواريخ دقيقا بايد متواتر باشد. متواتر يعني چه ؟ يعني چون قضيه، قضيه تاريخ است. بايد رجوع به منابع تاريخي اين قضيه کرد که آيا حضرت زينب (ع) وقتي که سر برادرش را دشيد اين طور بي اختيار شد؟ البته احتمال آن وجود دارد يعني ما قطع به عدم نداريم. زيرا مناظري که در اين جريان اتفاق افتاده است. خيلي جانگدازتر از اين ها بوده که انسان ها بتوانند تحمل کنند. منتها، براي پذيرفتن آن، دليل مي خواهد اگر دليل قانع کننده اي از نظر روايات بود مي پذيريم. اين که آيا (زدن سر به چوبه محمل) اضرار بر بدن بوده است؟ نخير، اضرار بر بدن نيست وقتي که شدت مصيبت طوري باشد که انسان از خود بيخود شود، اين گونه مسايل نه مورد ملامت و نه ضد منطق است . روضه هاي نو سوال 71- اينها که به دنبال روضه هاي نو و نشنيده هستند بايد چه کنند تا دچار جعل و تحريف روضه ها نشوند؟ ج: شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: که گذشته از اين که اصلا دروغ جعل کردن کار غلطي است. احتياجي نيست: آنقدر راست هست که همانها را اگر بگوييم کافي است. مرحوم آخوند خراساني (ره) مي گفته است اينهايي که دنبال روضه نو نشنيده هستند بروند روضه هاي راست را پيدا کنند که آنها را احدي نشنيده است. مقاتل معتبر سوال 72- لطفا مقاتل معتبر را نام ببريد. ج: آيت الله فاضل لنکراني (دام ظله العالي) کتاب لهوف و نفس المهموم و ترجمه آن را از کتاب هاي معتبر مقتل مي دانند.
__________________ وای بر هتاکان اهلبیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین مـا را غلـام حضـرت هـادی نوشتـه انـد ، دیـوانگـان غیـر ارادی نـوشته انـد
| |
| | |
| 8 کاربر برای این پست سودمند از .ܓܨصدرائیܓܨ عزیز تشکر کرده اند: | hasator (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), kalbol abas (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), mahdi (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), mohammad_mehdi (۱۳۹۰/۱۲/۱۱), sine zan (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), م.صفری (۱۳۹۰/۱۲/۹), محفل غم (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), عشقه جواد (۱۳۹۰/۱۲/۹) |
| | #4 | |
| مدیر انجمن اهل بیت ![]() تاریخ عضویت: بهمن ۱۳۸۸ در مورد من: جز قصور و تقصیر چيزي ندارم محل سکونت: Th
نوشته ها: 1,125
تشکر: 3,244
3,768 بار در 1,300 پست از ایشان تشکر شده است
| نقل قول:
بله حدیث داریم که این واقعه اتفاق افتاده و از مسلمات است . حتی حدیث دیگری است که امام سجاد (ع) در موقع شنیدن مصیبت و روضه امام حسین (ع) چنان سرشان را به دیوار زدند که فرق مبارکشان شکافت و دماغ شان شکست و خون جاری شد ....
__________________ حضرت علی (ع) : من نه تنها پدر مهدی (عج) هستم بلکه خود مهدی همه دوران ها و قوه تشخیص مهدی موعودم عیسی پشت سر من نماز خواهد خواند آری من (حضرت علی ) همان غایبی هستم که همه منتظر او می باشند الزام الناصب فی اثبات الحجه الغائب جلد 2 ص 159 مشارق الانوار الیقین ص 259 و 296 ![]() [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] | |
| | |
| 6 کاربر برای این پست سودمند از محفل غم عزیز تشکر کرده اند: | .ܓܨصدرائیܓܨ (۱۳۹۰/۱۰/۳۰), hasator (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), kalbol abas (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), sine zan (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), یاحضرت آقاامام حسین (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), عشقه جواد (۱۳۹۰/۱۲/۹) |
| | #5 | |
| آبدارچی هیئت ![]() تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰ در مورد من: وحدت با حروم زداه ها هرگز هرگز هزگز محل سکونت: ولگرد. کارتن خواب. مداح مورد علاقه: سید جواد ذاکر رحمته الله علیه شغل: ناله و گریه کردن وسط شور شد کارو بارم
نوشته ها: 1,339
تشکر: 4,737
6,082 بار در 1,836 پست از ایشان تشکر شده است
| نقل قول:
حضرت رباب و حضرت رقیه شاهد سر زدن زینب به چوبه محمل بودن
__________________ من همیشه از خود پرسان بودم که چرا عمر مادرش را کشت؟ بالاخره بعد از مدتها جواب را یافتم!!! >>> از سر حسادت!!! <<< عمر انگل طاقت نداشت خنزیری چون ابوبکر را هم عاشق خود و هم عاشق مادرش ببیند!! مادر عمر رقیب عشقی عمر بود!! عمر بن خطاب هم از سر حسادت او را کشت!!! تا فقط خودش معشوقه ابوبکر زناکار بماند!! ******* هر گاه ابوبکر با ام العمر نزدیکی میکرد، عمر از شدت حسادت دچار جنون میشد!! و این جنون در نهایت به قتل ام العمر توسط عمر مخنث منجرشد. لبیک یا بحرین [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] | |
| | |
| 6 کاربر برای این پست سودمند از sine zan عزیز تشکر کرده اند: | .ܓܨصدرائیܓܨ (۱۳۹۰/۱۰/۳۰), hasator (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), kalbol abas (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), محفل غم (۱۳۹۰/۱۰/۲۹), رضا باقريان (۱۳۹۰/۱۱/۲۹), عشقه جواد (۱۳۹۰/۱۲/۹) |
| | #6 | |
| مدیر آموزش مداحی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ در مورد من: احـــــــمد صدرائـــــی محل سکونت: استان تهران-شهر قیام 15خرداد مداح مورد علاقه: هر ستایشگر اهلبیتی که اصول مداحی و رعایت کنه....عاشقشم:) شغل: تدریس و تحصیل , ستایشگـــری اهلبیت علیهم السلام
نوشته ها: 1,118
تشکر: 5,141
5,639 بار در 1,337 پست از ایشان تشکر شده است
| نقل قول:
عمل به عهد و قول درروایات آموزه های نبوی نیز بر وفای به قول و قرارها تأکید داشته و آن را ازنشانه های ایمان شخص می شمارد. به سخن دیگر هر کسی اگر بخواهد درباره ایمان شخصیداوری کند باید به شیوه رفتاری او در عمل به قول و قرارهای او توجه کند که اگر بهقولی که می دهد عمل کند می توان آن را نشانه ای از ایمان شخص دانست، به ویژه آن کهاین قول و قرار، زبانی و شفاهی باشد و تنها خود و دیگری و خدا از آن گاهباشند.به هر حال پیامبر(ص) و امامان معصوم بر این اصل اساسی جامعه و انسانیتتوجه داشتند. به عنوان نمونه می فرمایند: من کان یومن بالله و الیوم الاخر فلیف اذاوعد؛ آن کس که به خدا و روز جزا ایمان دارد باید به وعده خود وفا کند. (اصول کافی،ج 2/ص 463، حدیث2.( در همین رابطه امیر مومنان نیز می فرماید: ان الوفاء بالعهدمن علامات اهل الدین؛ وفای به عهد از نشانه های مردم متدین است. (سفینه البحار، ج 2/ ص 576.( اصولا از نظر اسلام کسی که پای بند به پیمان خود نباشد دین ندارد: لادین لمن لاعهد له (بحار الانوار، چاپ بیروت، ج 27/ ص 69.( چنان که براساس همینمبانی و اصول است که نشانه نفاق شخص در ایمان به خدا و رستاخیز را می توان دربدقولی های وی جست وجو کرد. کسی که به قول و قرارهای خویش پای بند نیست نمی تواندمدعی ایمان باشد؛ زیرا قول و عملش با هم تطابق ندارد و عدم مطابقت قول و عمل، خودیکی از مهم ترین نشانه های نفاق است. از این رو پیامبر اکرم(ص) می فرماید: آیهالمنافق ثلاث اذا حدث کذب و اذا وعد اخلف و اذا ائتمن خان؛ نشانه منافق سه چیز است: دروغگویی، پیمان شکنی، و خیانت در امانت. (المستطرف، ج 1/ ص 891) امیرمومنان(ع)در فرمان خود به مالک اشتر بر جایگاه عمل به قول و قرارها تأکید می ورزد و میفرماید: ایاک... ان تعدهم فتتبع موعدک بخلفک... و الخلف یوجب المقت عندالله والناسقال الله تعالی «کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لاتفعلون»؛ بپرهیز از اینکه به مردموعده بدهی و تخلف کنی... زیرا (تخلف از وعده) موجب خشم خدا و مردم خواهد شد، چنانکه قرآن می فرماید: «نزد خدا بسیار خشم آور است که بگویید چیزی را که به آن عمل نمیکنید» (نهج البلاغه، صبحی صالح، نامه 35( امام صادق(ع) وفای به عهد را از حقوقایمانی برمی شمارد و می فرماید: المؤمن اخوالمؤمن عینه و دلیله لایخونه و لایظلمه ولایغشه و لایعد عده فیخلفه؛ مؤمن برادر مومن و مانند چشم و راهنمای اوست، به اوخیانت نمی کند و ستم روا نمی دارد و او را فریب نمی دهد و به او وعده ای نمی دهد کهتخلف کند. (اصول کافی، ج 2/ ص 661، حدیث 3.
__________________ وای بر هتاکان اهلبیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین مـا را غلـام حضـرت هـادی نوشتـه انـد ، دیـوانگـان غیـر ارادی نـوشته انـد
| |
| | |
| 3 کاربر برای این پست سودمند از .ܓܨصدرائیܓܨ عزیز تشکر کرده اند: |
| | #7 |
| مدیر آموزش مداحی ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۹۰ در مورد من: احـــــــمد صدرائـــــی محل سکونت: استان تهران-شهر قیام 15خرداد مداح مورد علاقه: هر ستایشگر اهلبیتی که اصول مداحی و رعایت کنه....عاشقشم:) شغل: تدریس و تحصیل , ستایشگـــری اهلبیت علیهم السلام
نوشته ها: 1,118
تشکر: 5,141
5,639 بار در 1,337 پست از ایشان تشکر شده است
| نقل قول: نوشته اصلی توسط امیرعباس مؤدب بودن كسي كه مداحي مي كند بايد سعي داشته باشد ادب را در صحبت كردن، نگاه كردن، نشستن، گفتن مسائل، به زبان آوردن نام ها و القاب اهلبيت(ع) و ... رعايت كند. چون هم خداوند و اهلبيت(ع) و ملائكه حاضر و ناظر هستند و هم مردم نگاهشان به مداح نگاه ديگري است و او را در مسائل ديني و خصوصيات اخلاقي، الگوي خويش مي دانند. پس بايد هميشه و در همه حال ادب را حفظ كند. ادب از قیمتی ترین سرمایه ها و میراثهای حیات آدمی «ادب» است، حتی بالاتر از ثروت و سرمایه است (ادب مرد، به ز دولت اوست). در بر خورد ها چیزی به زیبایی و جذابیت ادب نمی رسد. باید آن را آموخت، به كار بست تا روابطی سالم و احترام آمیز و پایدار میان افراد، حاكم شود. اما همین واژه متداول و مشهور، گاهی تعریفی ناشناخته و حدّ و مرزی مبهم دارد. ازاین رو مناسب است كه بر مفهوم و جایگاه و شرایط آن، تأملی مجدد داشته باشیم و بدانیم كه به راستی «ادب چیست؟» ادب چیست؟ این صفت كه سر مایه ارزشمند رفتاری انسان و رسالت پدر و مادر و مربی است بر چه پایه هایی استوار است؟ آیا یك خصلت درونی است؟ آیا رفتاری اجتماعی است یا حالتی روحی؟ رمز اینكه انسان ازافراد مؤدب، خوشش می آید چیست؟ وقتی سخن از«ادب» به میان می آید، نوعی رفتار خاصّ و سنجیده با افراد پیرامون (از كوچك و بزرگ و آشنا و بیگانه) در نظر می آید. این رفتار كه از تربیت شایسته نشأت می گیرد، به نحوه سخن گفتن، راه رفتن، معاشرت، نگاه، در خواست، سؤال، جواب و ... مربوط می شود. ادب، هنری آموختنی است. می توان گفت:«ادب، تربیت شایسته است»، خواه مربی، پدر و مادر باشد، یا استاد و مربی. امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم مرا به سه نكته ادب كرد... فرمود: هر كس با رفیق بد همنشینی كند، سالم نمی ماند و هر كس كه مراقب و مقید به گفتارش نباشد پشیمان می گردد و هر كس به جاهای بد، رفت و آمد كند، متهم می شود: «ادبنی ابی بثلاث... قال لی:یا بنی! من یصحب صاحب السوء لا یسلم و من لا یقید الفاظه یندم ومن ید خل مداخل السوء یتهم.»[1] آنچه در این حدیث مطرح است، ضابطه داشتن « دوستی» و «گفتار» و«معاشرت» است. دوست داری با تو چگونه رفتار كنند؟ نام و لقب زشت بر تو نگذارند؟ مگر نَه اینكه از توهین و تحقیر و استهزای دیگران نسبت به خودت ناراحت و رنحیده می شوی؟ مگر نه اینكه دوست داری در جمع مردم، مورد تكریم و تشویق و توجه قرار گیری؟ یكی از نكات مهم مربوط به معاشرت، آن است كه آنچه را درباره خود نمی پسندی، در باره دیگران هم روا ندانی و آنچه نسبت به خویش دوست می داری، برای دیگران هم بخواهی و آنچه را در كار دیگران زشت می شماری، برای خود نیز زشت بدانی. اگر از كارهای ناپسند دیگران انتقاد می كنی، همان كارها و صفات در تو نباشد. این نوعی «خود ادب كردن» است و كسی به این موهبت دست می یابد كه از فرزانگی و هوشیاری و عقلانیّتی تیز و بصیر برخوردار باشد. به فرموده حضرت امیر (علیه السّلام): «كفاك ادبا لنفسك اجتناب ما تكرهه من غیرك»؛[2] در ادب كردن تو نسبت به خویشتن، همین تو را بس كه آنچه را از دیگری ناپسند می بینی از آن پرهیز كنی. هر كس حدّ و مرز خود را بشناسد و از آن فراتر نرود، دارای ادب است. بی ادبی، نوعی ورود به منطقه ممنوعه و پایمال كردن حدّ و حریم در برخورد هاست. این سخن بلند علویّ را هم در این زمینه بخوانیم كه فرمود: «افضل الادب ان یقف الانسان علی حده و لا یتعدیّ قدره»؛[3] برترین ادب، آن است كه انسان بر سر حدّ و مرز و اندازه خویش بایستد و از قدر خود فراتر نرود. ادب، به خودی خود یك ارزش اخلاقی و اجتماعی است و ارزش آفرین، هم برای فرزندان، هم برای اولیاء كه تربیت كننده آنانند. ادب در هر كه و هر كجا باشد، هاله ای از محبت و مجذوبیت را بر گرد خود پدید می آورد و انسان با ادب را عزیز و دوست داشتنی می كند. ادب، خودش یك سرمایه است و هر سر مایه ای بدون آن بی بهاست. مدالی است بر سینه صاحبش كه چشمها و دلها را خیره و فریفته می سازد. آراستگی هر چیزی به چیزی است. آن گونه كه علم، با حلم آراسته می گردد، وشجاعت، با گذشت و عفو زینت می یابد، و ثروت، با انفاق و بخشش، ارزش پیدا می كند، حسب و نسب هم با ادب، ارج می یابد. شرافت نسب و اعتبار خانوادگی و آبرو و وجهه اجتماع، بدون داشتن ادب، آرایشی سطحی بر چهرهای زشت است. این سخن حضرت علی(علیه السلام) است كه: «لاشرفمعسوءالادب»؛ با بی ادبی؛ هیچ شرافتی نیست. كسی كه بی اصل و تبار و نسب و حسب باشد، اگر ادب داشته باشد، شرافت می یابد.ادب حتی نسب و تبار نامناسب را هم می پوشاند. كلام امیرالمؤمنین( علیه السلام) چنین است: «حسنالادبیسترقبیح النّسب»[4] نشانه ها و جلوه ها هر یك از ادب و بی ادبی نشانهایی دارد. شناخت ادب هم جز با توجه به نمودهای بی ادبی میسر نمی گردد. این نمودها و نشانه ها و علایم، هم در گفتار نمایان است، هم در رفتار و برخورد. اگر عاقلانه زیستن و متانت در گفتارو وقار در رفتار، نشانه ادب است. بی خردی، گفتار زشت، بددهانی، تند خویی زشت گویی، دشنام و توهین، سبكسری و خیره سری، لجاجت و عناد و ... هم بی ادبی است. اگر كنترل دوستیها و معاشرتها ادب است، بی ادبی یعنی رفت و آمد با افراد ناباب و بی دقتی در گزینش دوستان و بی تعهدی در مجالستها و رفاقتها. آنكه زشت گفتار و بد زبان است، به تعبیر حضرت علی( علیه السلام) از ادب بی بهره است: «لا ادب لسیی النطق.» [5] كسی كه در برخورد با افراد، حاضر نیست از آنان با عظمت و تكریم یاد كند و مدام به استهزاء دیگران و غیبت آنان مشغول است، آنكه یاوه دیگران را با یاوه و دشنامشان را با دشنامی زشت تر پاسخ می دهد، آنكه در مجالس و محافل و صفها، رعایت حق دیگران و نظم و مقررات و سكوت و نوبت را نمی كند، آنكه حاضر نیست به حرف دیگران گوش دهد، كسی كه در گفتگو و بحث، داد می زند، گلو پاره می كند و جانب انصاف و حق را مراعات نمی كند، آنكه ... اینها همه نشانه هایی از فقدانِ ادب است. ار آن سو، مراعات آداب در خوردن، آشامیدن، لباس پوشیدن یا لخت بودن، خلال كردن، دهن درّه، سرفه، عطسه و ... نشان ادب است. بی ادبی، بی اعتنایی به حقوق و شخصیت و حرمت انسانهاست . اگر كسی هنگام عطسه، آب دهان به سفره و صورت بیفكند، یا به طرز مشمئز كننده ای غذا بخورد، یا به جای تقدیم دو دستیِ نامه و وسیله و ابزار، آن را پرت كند یا حتی یك دستی بدهد، یا هنگام مطالعه شما، سر و صدا كند، یا هنگام خلوت، سر زده وارد اتاقتان شود، و اجازه ورود نگیرد، اینها نمونه هایی از مراعات نكردن ادب اجتماعی است. جالب این است كه اسلام برای همه این موارد، دستور العمل دارد. «تربیت اسلامی» و اخلاق مكتبی، همه دستورها و«یابد» و «نباید» هایش، «ادب آموزی» است. كسی كه پای بند تعالیم دین نباشد، از حوزه ادب به وادی بی ادبی پای نهاده است. ادب از كه آموزیم؟ رفتار نیك دیگران، بر انسان تأثیر مثبت می گذارد. این امری روشن و طبیعی است. ناپسندیهای اخلاقی مردم نیز تأثیر سوء می گذارد. این هم عادی است. هنر انسانهای فرزانه و هوشمند آن است كه از رفتارهای ناپسند دیگران هم عبرت و درس می آموزند. هم نیكان الگوی نیكی اند، هم بدان سر مشق بدی برای غافلان. امام عاقلتر كسی است كه از بدیهاراه خوبیها را می آموزد. این همان حكمتِ لقمانی است كه از فرزانگی او سر چمشه می گیرد. به قول سعدی: «لقمان را گفتند: ادب از كه آموختی؟ گفت: از بی ادبان، كه هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز كردم.»[6] و اگر جز این بود، لقمان به لقبِ «حكیم» مشهور نمی شد. آری... ادب آموختن از بی ادبان. همچنان كه باید كم حرفی را از ورّاجان پر حرف و بیهوده گوی الهام گرفت. بزرگواری و كرامت نفس را هم باید از زشتیِ كارِ تنگ نظران و خسیس طبعان فرا گرفت. هیچ كس از زشتی و بدی، خوشش نمی آید. پس چرا ما خود را از آن پاك نسازیم كه محبوب شویم؟ اگر از زشتیهای دیگران، آموختیم كه به خوبیها روی آوریم، «استاد اخلاقِ» ما در درون خودمان نهفته است. این روش، شیوه آموخته از امیر مؤمنان (علیه السّلام) است كه فرمود: «اذا رأیت فی غیرك خلقا ذمیماً فتجنب من نفسك امثاله»؛[7] هر گاه در دیگری اخلاق ناپسندی را دیدی، بپرهیز كه آن گونه رفتار در خودت نباشد! عیسای مسیح هم همین روش را داشت. از او پرسیدند: چه كسی تو را ادب آموخت؟فرمود: كسی مرا ادب نكرد. من، زشتی جهل را دیدم و از آن پرهیز كردم. [8] نشست و بر خاست و انس و معاشرت با افراد مؤدب، خلق و خوی و رفتارمان را به زینت «ادب» می آراید. از ادب پیامبر (صلی الله علیه و اله) رسول اكرم (صلی الله علیه و اله) كه اسوه ایمان و الگوی اخلاق و ادب و رفتار نیكو است، خود را ادب كرده پرودگار دانسته و می فرماید: «ادبنی ربی فاحسن تأدیبی»؛[9] پروردگارم مرا ادب كرد و نیكو ادب كرد! «سیره پیامبر»، یك كتابِ ادب آموزی است. رفتار پیامبر، نمونه عالی اخلاقی و معاشرت و الاست. وبه چند نمونه از ادبِ برخورد پیامبر با دیگران اشاره می كنیم: رسول خدا با هر كس رو به رو می شد، سلام می داد، هم به كوچك، هم بزرگ.[10] هیچ گاه پای خود را پیش كسی دراز نمی كرد. هنگام نگاه، به صورت كسی خیره نمی شد، با چشم ابرو به كسی اشاره نمی كرد، هنگام نشستن، تكیه نمی داد.[11] وقتی با مردم دست می داد و مصافحه می كرد، هیچ گاه دست خود را عقب نمی كشید، تا طرف مقابل دست خود را بكشد.[12] هیچ خوراكی را مذمّت نمی كرد. به هیچ[13] كس دشنام و ناسزا نمی گفت و سخن ناراحت كننده ای بر زبان نمی آورد و بدی را با بدی پاسخ نمی گفت.[1] . بحارالانوار، ج 75، ص261. [2] . میزان الحكمه، ج 1، ص 72. [3] . غررالحكم. [4] . همان. [5] . همان. [6] . گلستان سعدی، باب 2، حكایت 20. [7] . میزان الحكمه، ج 1، ص 70، حدیث 374. [8] . ما ادبنی احد رأیت قبح الجهل فجانبته(بحار الانوار، ج 14، ص 326). [9] . میزان الحكمه، ج 1، ص 78. [10] . سنن النبی، علامه طباطبایی، ص 41، 43و75. [11] . همان، ص 45، 46، 47، 73 و61. [12] . همان، ص 41 و47. [13] . همان. [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید]
__________________ وای بر هتاکان اهلبیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین مـا را غلـام حضـرت هـادی نوشتـه انـد ، دیـوانگـان غیـر ارادی نـوشته انـد
|
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| مداح, مداحی, ویژگیهای, کردن |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش همه)
کسانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 39
| |
| .ܓܨصدرائیܓܨ, 87045468889, ali93, hajhojat, HAMEDJAVAD, hasator, kalbol abas, landelijan, madeh, mahde, mahdi, mammadkhadem, man45, milad borji, mohammad_mehdi, nader35000, nasir, onlymehdi313, redred, sam127, saralla, seyyed arman, SIBE SORKH, sine zan, takhrib-chi, م.صفری, مهدی خلف خانی, مجنون الحُسَين, مجنون العباس, مجنون حسينم،اربابم حسينه, محفل غم, محمد اسکندرلو, یا حضرت زینب کبری, یا رقیه خاتون, یاحضرت آقاامام حسین, کهف الشهدا, امیرعباس, رضا باقريان, عشقه جواد |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
| |