کاربری
کاربر گرامی به سایت مادحین اهلبیت سلام الله علیهم اجمعین خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
تبلیغات در هئیت مجازی مادحین
بسته باز
banner banner
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 23

موضوع: اشعار پیامبر معظم صل الله علیه و آله

  1. #1
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض اشعار پیامبر معظم صل الله علیه و آله

    اشعار درباره رسول اکرم (ص)
    .


    از اون مسافر غریب ایشالا امشب خبر میاد
    من نمیگم دلم میگه بابام داره از سفر میاد













    .

  2. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    دنیای تبلیغات
    نوشته ها
    بسیار
    تیشرت های مذهبی
     

  3. #2
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعر در مدح حضرت رسول اکرم (ص)

    از بام و در کعبه به گردون رسد آواز
    کامشب در رحمت به سماوات شده باز
    بت های حرم در حرم افتاده به سجده
    ارواح رسل راست هزاران پر پرواز
    کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر
    مکه شده زیبا دل افروز و سرافراز
    جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت
    امشب به سماوات کند خاک زمین ناز
    از ریگ روان گشته روان چشمه ی توحید
    یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز
    دشت و در و بحر و برو، جن و بشر و حور
    در مدح محمد همه گشتند هم آواز
    هر ذره ی کوچک شده یک مهر جهان تاب
    هر قطره ی ناچیز چو دریا کند اعجاز
    جبرئیل سر شاخه ی طوبی چو قناری
    در وصف محمد لب خود باز کند باز
    جبرئیل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟
    جایی که خداوند به قرآن کند آغاز
    خوبان دو عالم همه حیران محمد
    یک حرف ز مدحش شده ما کان محمد

    این است که برتر بود از وهم کمالش
    جز ذات الهی همه مبهوت جلالش
    رضوان شده دلداده ی مقداد و ابوذر
    فردوس بود سائل درگاه بلالش
    والله قسم نیست عجب گر لب دشمن
    چون دوست ز هم بشکفد از خلق و خصالش
    هرگز به نمازی نخورد مهر قبولی
    هرگز، صلوات ار نفرستند به آلش
    بی رهبریش خواهد اگر اوج بگیرد
    حتی ملک العرش بسوزد پر و بالش
    یوسف ببرد حسن خود از یادگر او را
    یک منظره در خاطره افتد ز خیالش
    این است همان مهر درخشنده که تا حشر
    یک لحظه به دامن نرسد گرد زوالش
    گل سبز شود از جگر شعله ی آتش
    در وادی دوزخ فتد ار عکس جمالش
    چون ذات خدای ازلی لیس کمثله
    باید که بخوانیم فراتر زمثالش
    ایجاد بود قبضه ای از خاک محمد
    افلاک بود بسته به لولاک محمد

    ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت
    دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت
    هم بام فلک پایگه قدر و جلالت
    هم چشم ملک خاک قدم های سپاهت
    عیسی به شمیم نفست روح گرفته
    دل بسته دو صد یوسف صدیق به چاهت
    دل های خدایی همه چون گوی به چوگان
    ارواح مکرم همه درمانده ی جاهت
    از عرش خداوند الی فرش، به هر آن
    هستند همه عالم خلقت به پناهت
    دائم صلوات از طرف خالق و خلقت
    بر روی سفید تو و بر خال سیاهت
    زیباتر و بالاتری از آنکه به بیتی
    تشبیه به خورشید کنم یا که به ماهت
    سوگند به چشمت که رسولان الهی
    هستند به محشر همه مشتاق نگاهت
    زیبد که کند ناز به گلخانه ی جنت
    خاری که شود سبز در اطراف گیاهت
    این نیست مقام تو که آدم به تو نازد
    عالم به تو خلاق دو عالم به تو نازد


    صد شکر که عمری ز تو گفتیم و شنیدیم
    هر سو نگریدیم گل روی تو دیدیم
    هرجا که نشستیم به بام تو نشستیم
    هر سو که پریدیم به بام تو پریدیم
    عطر تو پراکنده شد از هر نفس ما
    هر گه به سر زلف سخن شانه کشیدیم
    ز آن روز که گشتیم ز مادر متولد
    از ماذنه ها روز و شب اسم تو شنیدیم
    مرگی که به پای تو بود زندگی ماست
    ماییم که در موج عزا عید سعیدیم
    تا بودن ما نام محمد به لب ماست
    روزی که نبودیم به احمد گرویدیم
    آب و گل ما را که سرشتند ز آغاز
    آغوش گشودیم وصالش طلبیدیم
    ز آن باده که در سوره ی زیبای محمد
    اوصاف ورا گفته خداوند چشیدیم
    آن باده که از ساغر فیض ازلی بود
    سرچشمه ی آن کوثر و ساقیش علی بود
    روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود
    نه ارض و سما بود نه لوح و نه قلم بود
    تسبیح خدا در نفس پاک محمد
    لب های علی هم سخن ذات قدم بود
    روزی که گل آدم خاکی بسرشتند
    آدم به تولای علی صاحب دم بود
    از خاک قدم های علی کعبه بنا شد
    او را نتوان گفت که نوزاد حرم بود
    روزی که کرم بود دُری در صدف غیب
    والله علی قبله ی ارباب کرم بود
    بر قلب علی علم خدا از دل احمد
    چون سیل خروشنده روان در دل یم بود
    در بین رسولان که به عالم علم استند
    نام نبی و نام علی هر دو علم بود
    در جوف نبی دید نبی حمد خداوند
    با نعت وی و مدح علی ذکر صنم بود
    بالله تجلای نبی مطلع الانوار
    والله تولای علی فوق نعم بود
    خلقت چو خدا خالق بخشنده ندارد
    خالق چو نبی و چو علی بنده ندارد

    از خالق دادار بپرسید علی کیست
    از احمد مختار بپرسید علی کیست
    جز شخص علی شخص علی را نشناسد
    از حیدر حرار بپرسید علی کیست
    شمشیر به دشمن دهد و شیر به قاتل
    از قاتل خونخوار بپرسید علی کیست
    با دار بلا انس بگیرید و در آن حال
    از میثم تمار بپرسید علی کیست
    در غزوه ی بدر و احد و خیبر و احزاب
    از تیغ شرربار بپرسید علی کیست
    از نخله ی خرما و در و دشت و بیابان
    از چاه و شب تار بپرسید علی کیست
    از حجر و سعید ابن جبیر و ز ابوذر
    از مالک و عمار بپرسید علی کیست
    جز فاطمه کس محرم اسرار علی نیست
    از محرم اسرار بپرسید علی کیست
    بگرفت به کف جان و سر و جای نبی خفت
    از آن همه ایثار بپرسید علی کیست
    میثم چه در اوصاف علی گوید و خواند
    جز حق نتواند نتواند نتواند

  4. #3
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض بحر طویل در ولادت حضرت محمد صلی الله علیه وآله

    شب شوق و شب وجد و شب شور و شب پیدایش نور و شب تکرار تجلای رسولان الهی رسد از ارض و سما و ملک و حور و گواهی که شب هجر سر آمد سحر آمد سحر آمد خبر آمد خبر آمد که شد از آب تهی رود سماوه شده چون دامن تفتیده ی صحرای قیامت کف دریاچه ی ساوه خبری تازه به گوش و رسد از غیب سروش و شده آتشکده ی فارس خموش و عجبا اینکه فرو ریخته یکباره به هم کنگره ی کاخ مدائن نفس پادشهان حبس شده در دل و گشتند همه لال ز گفتار به امر احد خالق دادار دگر راه سماوات به شیطان شده مسدود بتان یکسره بر خاک فتادند و نگویند مگر ذکر خداوند و رسول دو سرا را.
    عرش و فرش و ملک و آدمی و کوه و در و دشت و یم و قطره مهر و مه و سیاره و منظومه ی شمسی و کرات و همه افلاک الی این کره ی خاک ز برگ و بر و ریگ و حجر و شاخه و نخل و ثمر و بام و در و مرد و زن و پیر و جوان ابیض و اسود همه گویند درود و صلوات از طرف ذات خداوند تبارک و تعالی و همه عالم خلقت به خصال و به کمال به جلال و به جمال قد و بالای محمد که خداوند و ملایک همه گویند درودش همه خوانند ثنایش همه مشتاق لقایش همه عالم به فدایش همه مرهون عطایش که خدا خلق نموده است به یمن گل رویش فلک و لوح و قلم را ملک و جن و بشر را همه ارض و سما را.
    چار ماه است که گردیده به تن آمنه را جامه ی ماتم به رخش هاله ای از غم غم عبدالله والا گهرش شوهر نیکو سیرش اشک روان از بصرش اشک نه خون جگرش خون نه که یاقوت ترش بود یکی غنچه از آن لالهی پرپر ثمرش داشت چو جانی به برش بلکه ز جان خوب ترش مونس شام و سحرش تا که شبی دید همان مادر دلباخته در خواب که در دست گرفته است گلی خرم و شاداب که برده است ز گل های دگر آب نظر کرد بر آن لاله ی فرخنده که برگشت یکی قرص قمر گشت به یک لحظه پسر گشت نکوتر ز پدر گشت چو بیدار شد از خواب، خوش و خرم و شاداب دلش شد ز شعف آب به یاد آمدش این نکته که نه ماه تمام است مه حسن ختام است رسیده مه میلاد گرامی پسرش بر رخ قرص قمرش خندد و بی پرده کند سیر تماشای خدا را.
    لحظه ها بود بر آن مادر فرخنده ی افراشته اقبال بسی بیشتر از سال شب و روز زدی طایر جانش ز شعف بال که کی جلوه کند از صدف آن گوهر اجلال که یک بار دگر نیمه شبی خواب ربودش همه شد نور وجودش ز عنایات خداوند ودودش عجبا دید که خورشید زپهلوش درخشید و فروغ ابدیت به جهان یکسره بخشید به ناگه در پاکش ز صدف داد ندا کای صدف گوهر یکتای خدا مادر انوار هدی خیز که هنگام فراقت به سر آمد شب تنهایی و اندوه و غمت را سحر آمد شب میلاد گل گلشن هستی به نجات بشر آمد چه مبارک سحری بود که ناگاه به هم درد فشردش شبی آرام در آن حجره ی خاموش نه یاری نه قراری تک و تنها ز دم احمدی خویش پراکنده در امواج فضا عطر دعا را.
    دگر از درد گل انداخته رخسار نکویش شده انوار خداوند فروزنده ز رویش نگهش سوی سما بود و همه محو خدا بود که سقف حرمش لاله صفت باز شد و لحظه ی اعجاز شد و با خبر از راز شد و دید در آن درد و الم چارزن پاک تو گویی که رسیدند ز افلاک و همانند ندارند به روی کره ی خاکی یکی حضرت حوا و دگر مریم عذرا و دگر هاجر و سارا همه مبهوت جلالش همه بر دور جمالش همه دیدند مقامش همه گفتند سلامش بگرفتند در آغوش چو جانش زهی از عزت و شانش نگه هاجر و سارا به گلستان رخ حور نشانش که در آن لحظه کف دست به پهلوش کشید از دو طرف مریم عذرا که به یکباره به پا خواست صدای خوش تکبیر ز کوه و شجر و دشت و در مکه جهان غرق در انوارالهی شد و دیدند که مرآت جمال احد قادر سرمد مدنی مکی ابوالقاسم و محمود و محمد نبی امی خاتم به روی دامن مریم ز فروغ رخ خود کرد منور همه جا را.
    بشنوید از دو لب آمنه آن مادر فرخنده ی احمد که چو بگذاشت قدم بر کره ی خاک محمد ز رخش نور عیان گشت و فروزنده از آن نور جهان گشت که با جلوه ی ماه رخ او دیدمی از دور قصور یمن و شام و به گوش آمدم از جانت معبود ندایی که الا آمنه زادی پسری را که بود از همه ی خلق سرآمد که بود آینه ی طلعت ذات احد قادر سرمد که بود آینه ی طلعت ذات احد قادر سرمد که بود کنیه ابوالقاسم و نام احمد و محمود و محمد که در آن حال همان چار زن پاک، تن خوب تر از جان ورا شسته به ابریق بهشتی پس از آن مریم عذرا به یکی حله ی زیبای بهشتش بپوشاند و لب خویش به لبخند گشودند و سلامش بنمودند و ستودند مقام و شرف و عزت آن پاک ترین عبد خداوند نما را.

  5. #4
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعر در ولادت پیامبر اکرم و امام صادق علیه السلام

    زیک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان آرا
    که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان ها را
    دو مرآت جمال حق دو دریای کمال حق
    دو نور لایزال حق دو شمع جمع محفل ها
    دو وجه الله ربانی دو سر الله سبحانی
    دو رخسار سماواتی دو انسان خدا سیما
    دو عیسی دم دو موسی ید دو حسن خالق سرمد
    یکی صادق یکی احمد یکی عالی یکی اعلا
    یکی بنیانگر مکتب یکی آرنده ی مذهبی
    یکی انوار را مشعل یکی اسرار را گویا
    یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم
    یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا
    یکی نور نبوت را به دل ها تافت تا محشر
    یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا
    رسد آوای قال الصادق و قال رسول الله
    به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا
    یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه
    دو تن اما چو ذات یک تا هر دو بی همتا
    محمد کیست جان جان جان عالم خلقت
    که گر نازی کند در هم فرو ریزد همه دنیا
    محمد کیست روح پاک کل انبیا در تن
    که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا
    محمد کیست مولایی که مولانا علی گوید
    منم عبد و رسول الله بر من رهبر و مولا
    محمد از زمان ها پیشتر می زیست با خالق
    محمد از مکان پیموده ره تا اوج او دانی
    محمد محور عالم محمد رهبر آدم
    محمد منجی هستی محمد سید بطحا
    محمدکیست آنکو بوده قرآن دفتر مدحش
    که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا
    محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز
    چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را
    وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم
    کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا
    ششم مولا ششم هادی ششم رهبر ششم سرور
    که هم دریای شش گوهر بود هم در شش دریا
    صداقت از لبش خیزد فصاحت از دمش خیزد
    فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا
    بسی زهاد و عبادند بی مهرش همه کافر
    بسی عالم بسی عارف همه بی نور او اعمی
    دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او
    دو کوه حکمت و ایمان دو بحر دانش و تقوی
    مرا دین نبی مهر علی و مذهب جعفر
    سه مشعل بوده و باشد چه در دنیا چه در عقبی
    در دیگر زنم غیر از در آل علی هرگز
    ره دیگر روم غیر از ره این خاندان حاشا
    بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش
    نه از محشر بود بیمم نه از نارم بود پروا
    سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر
    اگر گردم جدا یک لحظه از ذریه ی زهرا
    از آن بر خویش کردم انتخاب نام میثم را
    که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا

  6. #5
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعر در بعثت حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله

    نور جهانگير نبوّت رسيد
    عيد بزرگ بشريّت رسيد
    عيد خدا عيد جهان وجود
    عيد قيام است و ركوع و سجود
    عيد رسول دو سرا آمده
    منجي عالم ز حرا آمده
    سيّد افلاك سلام عليك
    خواجة لولاك سلام عليك
    اي شده لبريز پيام خدا
    بخوان، بخوان، بخوان به نام خدا
    بخوان، بخوان اي به دو عالم علم
    به نام آنكه آفريده قلم
    بخوان كه هستي به تو دارد نياز
    بخوان كه خلقت به تو آرد نماز
    بخوان كه آغاز پيام‌آوري است
    بخوان كه پايان ستم گستري است
    بخوان كه نابودي نااهل‌هاست
    بخوان كه ناكامي بوجهل‌هاست
    بخوان كه توحيد كشد ناز تو
    بخوان كه عدل است سر افراز تو
    بخوان و خود را سپر سنگ كن
    بخوان و رخساره ز خون رنگ كن
    غار حرا نه، همه جا طور تو است
    زمين و آسمان پر از نور تو است
    نكته به نكته رو به رو مو به مو
    آنچه كه بايست بگويي بگو
    بگو هو الحيّ و هو الهو، بگو
    بگو خدا نيست به جز او، بگو
    بگو همه خداپرستي كنيد
    ترك گناه و جهل و پستي كنيد
    بگو بتان دم از خدا مي‌زنند
    خدا، خدا، خدا صدا مي‌زنند
    بگو نداي من نداي خداست
    بگو كه اين صدا صداي خداست
    بگو كه توحيد نجات شماست
    بگو كه اسلام حيات شماست
    ما به تو حكم ازلي داده‌ايم
    ما به تو قرآن و علي داده‌ايم
    قلب تو از تابش ما منجلي است
    پيش تو ما، پشت سر تو علي است
    حبيب ما تو اول و آخري
    تو بر پيمبران پيام‌آوري
    بعد تو پيغامبري نيست نيست
    حكم و كتاب دگري نيست نيست
    اي ز تو انبيا همه سر بلند
    كيست كه بعد از تو كند سر بلند
    اگر چه بر پيمبران خاتمي
    پيشتر از عالمي و آدمي
    تو از تمام انبيا برتري
    تو يك پيمبر علي پروري
    طلعت تو شمع ره انبياست
    وزير تو پادشه انبياست
    كيست علي روح در آغوش تو
    كيست علي بت‌شكن دوش تو
    كيست علي، علي است، ما را ولي
    كيست علي، علي است تو، تو علي
    علي بود تمام تفسير تو
    علي است شير ما و شمشير تو
    جسم تو و جان تو يعني علي
    تمام قرآن تو يعني علي
    ساقه پيكان تو در شست اوست
    دست يد اللهي ما دست اوست
    خيل ملك محو جلال تو اند
    شيفته صوت بلال تو اند
    بوذر و مقداد مسلمان تو است
    جنّت ما عاشق سلمان تو است
    مهر به درگاه تو باشد مقيم
    ماه به انگشت تو گردد دو نيم
    هر نفس پاك تو تكبير ماست
    حيدر خيبر شكنت شير ماست
    روح بشر تشنه تعليم تو است
    خلقت ما يكسره تسليم تو است
    خيز و به جان و تن عالم بدم
    در نفس خسته ميثم بدم

  7. #6
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعر درباره شهادت پیامبر اکرم (ص)

    به آن خداي كه بخشد به انس و جان، جان را
    به آن نبي كه فروغش گرفت امكان را
    اگر سعادت دنيا و آخرت خواهيد
    ز اهل بيت بگيريد حكم قرآن را
    كه اهلبيت، خدا را مظاهر حلمند
    كه اهلبيت همان راسخون في العلمند
    قسم به جان محمد كه سيّد دو سراست
    قسم به سوره كوثر كه سوره زهراست
    كه شيعه راست دو ميلاد از كرامت حق
    يكي به قلب غدير و يكي به غار حراست

    غدير و غار حرا رمز وحدت شيعه است
    خدا گواست كه اين دو، دو بعثت شيعه است
    غدير چشمه جوشان فيض لم يزلي ست
    غدير مثل حرا يك حقيقت ازلي ست
    غدير مكتب اسلام ناب اهل ولاست
    غدير كعبه ميلاد پيروان علي است
    نبوّت نبوي در غدير كامل شد
    تمام نعمت حق در غدير نازل شد
    به آن خدا كه جهان وجود را آراست
    به جان امّ ابيها كه حضرت زهراست
    تمام هستي شيعه كه متصل به همند
    غدير و غار حرا و حسين و عاشوراست
    به اين چهار و به ارواح چارده معصوم علیهماالسلام
    كه خط ما ز حرا و غدير شد معلوم
    خدا و احمد و قرآن و عترتند گواه
    كه بي ولاي علي هر عبادتي است تباه
    به قلب شيعه نوشتند از ازل ميثم
    محمد است رسول و علي ولي‌الله
    به حق كه نعمت حق شد تمام بر شيعه
    علي است اول و آخر امام بر شيعه

  8. #7
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعری دیگر در بعثت پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله

    هماي نور شده راه مكه را پوييد
    به آب چشمه زمزم، زبان و دل شوييد
    سپس به زمزمه لا اله الا الله
    دهيد دست به هم لا شريك له گوييد
    ز خلق بانگ هوالهو جدا جدا شنويد
    درون كعبه ز بت‌ها خدا خدا شنويد
    به چشم دل همه جا نقش جاي پاي خداست
    به ني نواي وجودم چو ني، نواي خداست
    الا تمام جهان گوش، گوش تا شنويد
    زبان، زبان محمد، صدا صداي خداست
    ز كوه و سنگ و ز هامون دعاي دل شنويد
    نداي ختم رسل از حراي دل شنويد
    فرشتگان همه در دستشان صحیفة نور
    جهانيان شده غرق نشاط و مست و سرور
    ز قبضه قبضة خاك حجاز مي‌شنوم
    كه اي تمام پري چهره¬گان زنده به گور
    طلوع صبح سفيد شما مبارك باد
    محمد آمده عيد شما مبارك باد
    به جسم مردة هستي دميده جان امروز
    مكان شده يم انوار لامكان امروز
    طلوع كرده ز غار حرا مگر خورشيد
    و يا زمين شده مسجود آسمان امروز
    رسد ز كوه و در و دشت و بام و نخل و گياه
    صداي اشهد ان لا اله الا الله
    جهان بهشت وصال محمد است امشب
    چراغ ماه، بلال محمد است امشب
    زمين مكه گل انداخته ز بوسه نور
    خديجه محو جمال محمد است امشب
    در آسمان و زمين اين ترانه گشته علم
    بخوان به نام خدايت كه آفريد قلم
    الا تمامي خلق خدا به هوش، به هوش
    محمد است كه گويد سخن، سرا پا گوش
    كه فرد فرد شما را بود دو رشته به دست
    و يا دو كوه بلند امانت است به دوش
    محمدي كه دو عالم گواه عصمت اوست
    همه سفارش او در كتاب و عترت اوست

  9. #8
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعر درباره بعثت حضرت محمد (ص)

    زمين محلة اصحاب آسمان شده بود
    زمان مبشّر جشن فرشتگان شده بود
    در آن دمي كه تمام فضاي غار حرا
    پر از طنين صداي بخوان بخوان شده بود
    مكان ز نقطه پايان راه غار حرا
    مسير سبز رسيدن به لامكان شده بود
    دلش ز نعمت خواندن دلي وسيع و بزرگ
    به طول عرش و به پهناي كهكشان شده بود
    نزول آية اقرأ باسم ربّك نيز
    به سوي دشت وسيع دلش روان شده بود
    به آدم و به خليل و حكيم حق و مسيح علیهم¬السلام
    هر آنچه را كه خدا گفته بود، آن شده بود
    براي دختركي بي‌گناه و زنده به گور
    مجيب و منجي و محبوب و مهربان شده بود
    چهل بهار پياپي براي او گل سرخ
    عروس حجله مرغ ترانه‌خوان شده بود
    بلال بود و صدا بود و دشت مأذنه‌ها
    محل رويش صدها گل اذان شده بود

    علی اکبر بهرامیان

  10. #9
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض شعر شهادت حضرت محمد (ص)

    نبی به تارک ما تاج افتخار گذاشت
    برای امت خود فخر و اقتدار گذاشت
    نخواست اجر رسالت ولی دو گوهر پاک
    میان ما دو امانت به یادگار گذاشت
    دو گوهری که عزیزند چون نبوت او
    یکی کتاب خدا و یکی است عترت او

    از این دو، مقصد و مقصود او هدایت بود
    همه هدایت او نیز در ولایت بود
    مودتی که زما خواست بر ذوی القربی
    از او به ما کرم و عزت و عنایت بود
    خطاب کرد که این دو، اعتبارِ همند
    هماره تا ابد الدهر در کنار همند

    به حق که این دو همانند نور و خورشیدند
    که از نخست به قلب بشر درخشیدند
    چهارده سده بگذشته هم چنان شب و روز
    زهم جدانشدند و فروغ بخشیدند
    چنان که نورو چراغند لازم و ملزوم
    یکی است مکتب قرآن و چارده معصوم

    چنان که شخص محمد جدا زقرآن نیست
    بودن عترت، قرآن چراغ ایمان نیست
    کسی که مکتب عترت گزید بی قرآن
    جدا زعترت و قرآن بُوَد، مسلمان نیست
    رسول گفت که اینان چو این دو انگشتند
    که متصل به هم و متکی به یک مشتند

    سوای قرآن مومن فنا بُوَد دینش
    بدون عترت هرکس خطاست آیینش
    کسی که گفت کتاب خداست ما را بس
    کند هماره خدا و کتاب نفرینش
    به آیه آیه ی قرآن قسم، بُوَد معلوم
    که دین شیعه کتاب است و چارده معصوم


    چهارده مه تابنده، چارده اختر
    چهارده صدف نور، چارده گوهر
    چهارده یم توفنده، چارده کشتی
    چهارده ره روشن، چارده رهبر
    چهارده ولی و چارده مسیحا دم
    که هم موید هم بوده، هم مؤید هم

    هزار حیف که امت ره وفا بستند
    پس از رسول خدا عهد خویش بشکستند
    هنوز جسم حبیب خدا نرفته به خاک
    به دشمنان خدا دسته دسته پیوستند
    به بیت فاطمه ی او هجوم آوردند
    به جای گل همه هیزم برای او بردند

    مدینه دستخوش فتنه ای عجیب شده
    بهشت وحی محیط غم حبیب شده
    کجا روم؟ به که گویم؟ چگونه شرح دهم؟
    علی که نفسِ محمد بُوَد غریب شده
    سقیفه گشته به پا و غدیر رفته زِ یاد
    چه خوب اجر نبی داده شد، زهی بیداد!

    الا زخون جگر پر هماره ساغرتان
    چه زود قول نبی محو شد ز خاطرتان
    مگر نگفت نبی، فاطمه است بضعه ی من؟
    مگر نگفت پس از من علی است رهبرتان؟
    مگر نگفت که اکمال دین ولای علی است؟
    مگر نگفت که این آیه در ثنای علی است؟

    چه روی داد که بستید دست مولا را
    رها ز بند نمودید دیو دنیا را
    چرا رسول خدا را به قبر آزردید
    چرا به بیت ولایت زدید زهرا را
    طریق دوستی و شیوه ی وفا این بود؟
    جواب آن همه احسان مصطفی این بود؟

    عدو به آتش اگر جنت الولا را سوخت
    شراره اش حرم الله کربلا را سوخت
    نسوخت دامن دخت حسین را تنها
    پَرِ ملائکه و لب انبیا را سوخت
    بُوَد به قلب زمان ها فرود آن آتش
    بلند تا صفِ حشر است دود آن آتش

    قسم به فاطمه و باب و شوی و دو پسرش
    که هرچه آمده اسلام تا کنون به سرش
    خلاف خلق همان اختلاف اول بود
    که شد جدا ره امت زخط راهبرش
    هماره میثم طیِ رهِ کُمیت کند
    به نظم تازه حمایت ز اهل بیت کند

  11. #10
    پیر غلام هیئت
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,874
    درباره من†
    عاشق حسین(ع)
    مداح
    ...
    صلوات
    48
    تعداد صلوات: 1,039 در 658 پست
    اعتراض ها
    0
    اعتراض شده 0 بار در 0 پست

    پیش فرض اشعار رحلت پیامبر اسلام (ص)

    عزای ختم المرسلین است
    یا غربت قرآن و دین است
    گریان امیر المؤمنین است
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت
    بر پا شده شور قیامت
    خانه نشین گشته امامت
    سرِ علی بادا سلامت
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت
    مدینه را سوز و خروش است
    ناله ی فاطمه به گوش است
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت
    مدینه را ماتم عظماست
    واقعه ی محشر کبراست
    توطئه ی کشتن زهراست
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت
    سروِ قد زهرا خمیده
    رنگ از رخ مولا پریده
    داغ رسول الله دیده
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت
    بیت ولایت شده بسته
    حیدر در خانه نشسته
    پهلوی فاطمه شکسته
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت
    خلاف حکم ازلی شد
    پامال حرمت ولی شد
    غصب خلافت علی شد
    وامصیبت، وامصیبت
    وامصیبت، وامصیبت

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

هیئت مجازی مادحین خدمات رسانی خود را در 15 آبان ماه سال 1388 آغاز کرد.مادحین به صورت کاملا شخصی اداره و پشتیبانی می شود و تحت حمایت هیچ سازمان دولتی نبوده و زیر نظر هیچ کدام از مادحین اهلبیت نمی باشد.

ارسال پیام به مدیر سایت
دوستان ما
لینک های مفید
ابزار ها
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: