| ||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| |
| | |
| | #2 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| اینجا قبرستان بقیع است و این خاک، گنجینهدار فریادی است که قرنها، ارباب جور آن را در سینه ما محبوس کردهاند. حکایت بقیع، حکایت غربت است، غربت اسلام و با که باید این راز را باز گفت که اسلام در مدینه النبی از همه جا غریبتر است. ای چشم، خون ببار تا حجاب از تو بردارند و ببینی که این خاک گنجینهدار نوراست و مدفن عشق و اینجا بقعهای است از بِقاع بهشت! و آن نفخهای که در بهشت، روح میدمد، از سینه این خاک برمیآید چرا که اینجا مدفن کلیدداران بهشت است. ای بقیع مطهر ای رازدار صدیق صدیقه اطهر و ای همنوای مولا مهدی(ع) آنگاه که غریبانه آنجا به زیارت میآید. ای بقیع با ما سخن بگو با ما از رازهای سر به مُهری که در سینه داری بگو بگو، با ما بگو لابد صدای گریه غریبانه آن یار را هنگامی که بر غربت اسلام میگرید، شنیدهای؟ بگو، با ما بگو که حبیب ما در رازگوییهای علیوار خویش و در مناجاتهای سجادگونهاش، چه میگوید ای تربت مطهر! ای آنکه بر تربت تو، جای جای، نشانه پای حبیب ما و اثر اشکهای غریبانه او باقیست ای همنوای مولا مهدی! ای کاش ما بجای خاک تو بودیم و هنگامی که آن یار غایب از نظر به زیارت قبور میآمد بر پای او بوسه میزدیم گفتی که هر جا دلتان شکست، قبر من آنجاست سالهاست که من مزار ناشناس تو را در شکستههای دلم پنهان کردهام، تا مبادا پای غریبهای خلوت محبت ما را بر هم زند و تیر نگاه نامحرمی از ملاقاتهای شبانهمان باخبر شود. خواستم بر مزارت گل بوتههای اشک بکارم اما استخوان در گلو، راه را بر بغض بست و خار در چشم، راه را بر گریستن! هر شب مشتی از تربت تو را با خود به خانه میآورم تا در روزهای خانهنشینیام، برای پسر آخر الزمانمان دانههای صبر را به رشته تسبیح در آورم عادت کردهام که بیچراغ و پای برهنه به دیدارت بیایم تا کسی نفهمد که این زائر غریب که هر شب از کوچههایشان میگذرد از زیارت کدام قبر مخفی بازمیگردد. [شهید سید مرتضی آوینی] ![]() |
| | |
| | #3 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() گفته ها بازائران آشنا دارد بقيع در جهان، هم شأن و همتائی کجا دارد بقیع چونکه یک جا، چار محبوب خدا دارد بقیع نور چشمان رسول و، پور دلبند بتول صادق و سجاد و باقر، مجتبی دارد بقیع خلق شد عالم ز یُمن خلقت آل عبا یک تن از پنج تن آل عبا دارد بقیع همدم دلدادگان و، محرم محراب راز هست زین العابدین، بنگر چهها دارد بقیع حاصل آیات قرآن، باقرِ علم رسول وارث فضل و کمال انبیا دارد بقیع صادق آل محمّد، ناشر احکام حق دین و دانش را، رئیس و پیشوا دارد بقیع در نظر آید، زمین بر چرخ سنگینی کندد بس که خاکش گوهر سنگین بها دارد بقیع گرچه تاریک است، در ظاهر ندارد یک چراغ همچو ایوانِ نجف نور و صفا دارد بقیع رازها گوید به گوش شب در این جا کهکشان رمزها از خلقت ارض و سما دارد بقیع سایهها نجواکنان بر مدفن این چار تن کرده شب گیسو پریشان یا عزا دارد بقیع؟ سر به دیوارش زند هر کس از این جا بگذرد در سکوتش نالهها و گریهها دارد بقیع چار معصومند و، دورند از حریم جدّشان شکوهها از دشمنانِ مصطفی دارد بقیع آن دو غاصب در جوار مدفن پاک رسول دور از او جسم امامان را چرا دارد بقیع؟ میکند محکوم ظالم را، به هر دور زمان گفتهها با زائران آشنا دارد بقیع بشنو از این قبرها بانگ اناالمظلوم را تا که مهدی باز آید، این ندا دارد بقیع تا شود ثابت که نور حق نمیگردد خموش گرچه ویران شد، جلال کبریا دارد بقیع ناله امّ البنین با اشک زهرا همدم است در غبارِ غم، جمال کربلا دارد بقیع چون (حسان) اینجا بود، شبها، مسیر فاطمه تا که نامحرم نیاید، انزوا دارد بقیع ![]() |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از نیایش عزیز تشکر کرده اند: | یا رقیه خاتون (۱۳۹۰/۰۶/۱۵) |
| | #4 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() گلستان را میتوان لگدمال کرد، اما هرگز رایحه دل انگیزش را نمیتوان سترد. خانه آفتاب را میتوان ویران ساخت، اما هرگز با ویرانی، نورانیت آفتاب را نمیتوان گرفت. ای بقیع! ای نگارخانه هزاره غربت! آن بدکیشانِ زشت خوی، میخواستند تو را با ویران کردن، از صفحه روزگار محو کنند، اما خبر نداشتند که تو چهار آفتاب گیتی فروز را با ستاره های بسیار در خود جای داده ای و این گونه فروغ تو از بین نمیرود. میخواستند سایه بان از مزار خورشیدی شما برگیرند تا نامتان از تاریخ ناپدید شود؛ اما خبر نداشتند که بر گرفتن سایه بان، فروغ خورشید را به همه جا پرتو افکن میکند. مزار تو سایه بان نمیخواهد؛ چرا که خورشید بر سینه توست نه بر سینه آسمان. نفرین و ننگ تاریخ، بر آن شب پرستانی که با شمشیر به جنگ آفتاب رفته بودند و خود را زبون و رسوای تاریخ نمودند. ![]() |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از نیایش عزیز تشکر کرده اند: | یا رقیه خاتون (۱۳۹۰/۰۶/۱۵) |
| | #5 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| |
| | |
| | #6 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| فضيلت بقيع در فضيلت بقيع احاديث و روايات متعددي از پيامبراکرم نقل گرديده است از جمله اينکه در حديثي فرمودند: ”از بقيع هفتاد هزار نفر که صورتشان مانند ماه شب چهارده است محشور خواهند شد و بدون حساب وارد بهشت ميشوند.” و در حديث ديگر آمده است که رسول خدا در بقيع حضوريافتند و اهل قبور را بدين گونه خطاب ميکردند: “درود بر شما، خداوند ما و شما را بيامرزد شما پيشاهنگان ما بوديد و ما هم در پي شما خواهيم آمد.” حرم ائمه بقيع در کتب تاريخ به عنوان مشهد و حرم اهل بيت معروف گرديده است و در اين حرم مطهر قبر چهار تن از ائمه هدي- امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق عليهم السلام- در کنار هم و به فاصله 2 تا 3 متري اين قبرها، قبر عباس عموي گرامي رسول خدا قرار گرفته و در کنار آن نيز قبر ديگري است که متعلق به فاطمه بنت اسد ميباشد. قبل از ويراني ساختمان اين حرم مطهر همه قبور شش گانه در زير گنبد و داراي ضريح زيبايي بودند. همچنين مدفن تعدادي از همسران، فرزندان، اقوام و عشيره پيامبر اکرم و جمع کثيري از صحابه و ياران آن حضرت و تعداد بي شماري از شهدا و علما در اين قبرستان قرار دارند. |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از نیایش عزیز تشکر کرده اند: | kalbol abas (۱۳۹۰/۰۶/۱۵) |
| | #7 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| پيشينه قبرستان بقيع بقيع اولين مدفن و مزاري است که به دستور رسول اکرم و به وسيله مسلمانان صدر اسلام به وجودآمده است. در بقيع اولين کسي که از انصار دفن شده اسعدبن زراره و از مهاجرين عثمان بن مظعون ميباشد. سمهودي ميگويد: پس از فوت ابراهيم فرزند رسول خدا آن حضرت به صحابه فرمودند: ”ابراهيم رابه سلف ما عثمان لاحق کنيد و در کنار او به خاک بسپاريد.” او ميگويد پس از دفن شدن ابراهيم در بقيع، مردم مدينه علاقه مند شدند پيکر اقوام و عشيره خود را در آنجا دفن کنند و هر يک از قبايل مدينه درختان و ريشههاي بخشي از بقيع را قطع و زمين آن را براي همين منظور آماده نمودند. ![]() |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از نیایش عزیز تشکر کرده اند: | kalbol abas (۱۳۹۰/۰۶/۱۵) |
| | #8 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| تخريب بقيع روز هشتم شوال سال 1344هجري قمري روزي سياه براي مسلمانان جهان به شمار ميرود. در اين روزها وهابيان دين ناشناس حرم امامان معصوم بقيع را با خاک يکسان کردند. بنابر نقل مورخان آنچنان بقيع خراب گرديد که به تپهاي از پاره سنگ و پاره آجر تبديل شد و از کينه وهابيان به گونهاي زير و رو گشت که به منطقهاي زلزله زده شباهت پيدا کرد. لازم به ذکر است آفات بزرگ و خطرناک در ميان تمام مذاهب و آئينها کج فهمي و تندرويها وبرداشتهاي غلط وانحرافي است که به اصطلاح قرائتهاي خود ساخته از دين ميباشد که از زمانهاي مختلف در ميان پيروان همان مذاهب به وجود آمده و موجب تضعيف و تفرقه در آن مذهب شده است. يکي از اين نمونههاي بارز انحرافات فکري و برداشتهاي غلط گروه خوارج هستند. از جمله اوصاف آنها که در روايات به آنها اشاره شده، کثرت عبادت و تقيد آنان به نماز و روزه و قرائت قرآن است به طوري که عبادت ساير مسلمانان نسبت به عبادت آنها حقير و کم ميباشد. ويژگي بعدي آنها اين بود که به خاطر غرور و تحجر حاضر نبودند از هيچ ناصحي نصيحت بپذيرند. از ديگر ويژگي خوارج تکفير مسلمانان بود تا جايي که هر مسلمان متعهدي را که با عقيده و تفکرات انحرافي آنان موافق نبود مرتد و خارج از اسلام ميدانستند. پس از گذشت چندين قرن از ظهور خوارج و در آستانه قرن هشتم بود که نمونهاي ديگر از اين انحرافات در جامعه اسلامي ظاهر شد و آن ظهور احمدبن تيميه بود که در شام مطالبي را در مسائل اسلامي خلاف مسلمات اسلام و مخالف با فتاواي علما و پيشينيان به شکلهاي سخنراني و مکتوب منتشر کرد. در اين هنگام بود که بسياري از علما و دانشمندان از شام و مصر و بغداد در مخالفت با نظريات او به ميدان آمده و به نقد عقايد او پرداخته و بر انحراف و ارتداد او فتوا صادر کردند. ابن تيميه پس از چندين بار زنداني شدن در مصر و شام، سرانجام در سال 728 هـ ق در زندان دمشق از دنيا رفت. اوضاع به همين گونه گذشت تا اينکه در قرن يازدهم در شهر نجد حجاز شخصي به نام محمدبن عبدالوهاب ظهور کرد و پس از چهار قرن بار ديگر به ترويج عقايد و افکار ابن تيميه پرداخت. از آنجا که مردم شهر نجد افرادي دور از تمدن و معارف بودند عبدالوهاب در فعاليت خود موفق شد. يکي از مهمترين فتاواي فقهي وهابيان،حرمت سفر براي زيارت قبور پيامبران و صالحان و حرمت تبرک وتوسل به آنان و ساختن حرم و بارگاه بر قبور آنهاست. بنابراين هرگونه توسل و تبرک جستن به ساحت پيامبران و ائمه معصومين اظهار شرک و کفر و بت پرستي محسوب و موجب حلال شدن مال و جان چنين افرادي است. مرحوم آيت الله امين عاملي در کتابش پيرامون عقايد وهابيان مينويسد: “اعتقاد وهابيان درباره عموم مسلمانان اين است که مسلمين پس از ايمان به کفر برگشتهاند و پس از توحيد به شرک گراييدهاند زيرا آنان در دين بدعت گذاشتهاند و به جهت زيارت و تبرک جستن به انبيا و صالحين به کفر و شرک روي آوردهاند لذا جنگ با آنان واجب و ريختن خون آنان و تصرف اموالشان بر مسلمانان (وهابيان) حلال است.” جالب اينکه صنعاني وهابي در رسالهاش با عنوان تطهير الاعتقاد به اين حقيقت اعتراف کرده که زيارت مرقدها و آثار اولياي خدا سيره مسلمين بوده است و آنان از زمانهاي گذشته اين کار را انجام ميدادند.(1) براساس اين افکار غلط و نادرست بود که آنها به هرجا و هر شهر و دياري که دست مييافتند قبل از هر چيز به تخريب مشاهد شريفه و بقاع متبرکه ميپرداختند، کشتار وهابيان در عتبات عاليات صحنهاي سياه در تاريخ اسلام است. در سال 1216 هـ ق اميرسعود با لشکري بسيار به شهر کربلاحمله ور شد و تعداد بيست هزار نفر از اهالي کربلاو زوار کشته شدند، خزانه حرم و تمام تزئينات و جواهرات حرم به تاراج رفتند. همچنين آنان به هنگام تسلط بر طائف و مکه قبور جد و عموي پيامبر، خديجه همسر پيامبر و بسياري از اماکن مقدسه را ويران کردند. در ماه رمضان 1344 هـ ق وارد مدينه شدند و پس از گذشت چند روز در هشتم شوال گنبد و بارگاه ائمه معصومين در بقيع را به طورکلي منهدم کردند و از اين حرم و قبور به جز قطعه سنگ هايي که در اطراف قبور نصب کردند اثر وعلامتي باقي نماند. به کارگراني که اين عمل ننگين را انجام دادند مبلغ هزار ريال سعودي دستمزد پرداخت گرديد. در اين ماجرا تنها حرم پيامبراکرم محفوظ ماند و وهابيان در ادامه هتاکيهاي خود تصميم داشتند قبر مطهر رسول خدا را نيز تخريب کنند اما از بازتاب اين کار در جهان اسلام و برانگيخته شدن احساسات مسلمانان بر ضد خويش ترسيدند و به طور موقت از اين عمل منصرف شدند. غارت اموال و طلاو جواهرات خزانه عظيم حرم رسول خدا و ائمه بقيع يکي ديگر از اعمال شنيع اين گروهک بوده است. (2) بعضي از نويسندگان وهابي اين مصونيت را اين گونه توجيه ميکنند: “که ما اين گنبد را به عنوان يکي از گنبدهاي مسجد ميشناسيم نه به عنوان گنبد و بارگاه حرم پيامبر والا...” يکي از جهانگردان غربي به نام ميسترکه به فاصله کوتاهي از ويراني اين حرم بقيع را ديده، ويراني و خرابي آنجا را اين گونه ترسيم ميکند: “چون وارد بقيع شدم، آنجا را همانند شهري ديدم که زلزله شديدي در آن به وقوع پيوسته و به ويرانهاي تبديل شده است،زيرا در جاي جاي بقيع به جز قطعات سنگ و کلوخ به هم ريخته و تيرهاي چوب کهنه چيز ديگري نميتوان ديد. ولي اين ويرانيها و خرابيها در اثر وقوع زلزله و يا حادثه طبيعي بلکه با عزم و اراده انسانها به وجود آمده بود و همه آن گنبد و بارگاههاي زيبا و سفيدرنگ که نشانگر قبور فرزندان و ياران پيامبر اسلام بود، با خاک يکسان گرديده است.” منابع : 1- تبديد الظلام، ص 389 2- لمعات الشهاب في سيره محمدبن عبدالوهاب، ص 108 |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از نیایش عزیز تشکر کرده اند: | kalbol abas (۱۳۹۰/۰۶/۱۵) |
| | #9 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| تلاش براي مرمت قبور بقيع بسياري از علما، فقها، شيعيان و حتي رهبران سياسي، همواره براي مرمت و بازسازي بقيع تلاشكردهاند كه در اين ميان «آيت الله حسن شيرازي(قدس سره)» بيش از ساير علما در اين راه گامبرداشتهاست و ديدارها و گفتوگوهاي متعددي با مقامات عربستاني و ارائهي سندها و مدارك مبني بر ساخت و بازسازي قبور ائمهي بقيع از جملهي اقدامات اين عالم بزرگ شيعي بودهاست، اما همواره موانع هدايتشده از سوي وهابيان سعودي اين تلاش را عملي نكردهاست. آيت الله شيرازي در كتاب خود با نام «تلاش براي بازسازي بقيع» آوردهاست: در زيارتهاي متعدد خود از قبرستان بقيع و بهجاآوردن مناسك حج در عربستان، ضمن ديدار با مقامات و علماي سعودي و فشار بر آنان براي ساخت قبور بقيع، تنها با وعدههاي آنان مواجهشده و برخي گروههاي عراقي با دادن پاداش و رشوه از عمليكردن اين وعدهها جلوگيريكردند. «آيتالله سيد مرتضي قزويني» در مراسم نخستين سالگرد ارتحال آيتالله شيرازي در حسينيهي رسول اعظم لندن با اشاره به تلاشهاي آن مرحوم گفت: «محمد سرور الصبان»، رييس انجمن جهان اسلام به بنده اعلامكرد، تغييرات جزيي در اطراف بقيع حاصل تلاشهاي آيتالله شيرازي و برادر بزرگوار ايشان بودهاست. در خاتمه با توجه به اقدامات ضداسلامي و روزافزون وهابيان سعودي برضد شيعيان، اين سوال مطرحاست كه آيا وهابيان هرگز نسبت به مصالح عظيم جامعهي مسلمانان انديشيدهاند؟! آيا آنها به فكر جلوگيري از نفوذ استعمارگران در كشورهاي اسلامي بودهاند؟! آيا آنها در برابر نفوذ صهيونيستها در سرزمينهاي اسلامي واكنش نشان دادهاند؟ آيا اينقدر كه از بوسيدن قبر پيامبر خدا(صلياللهعليهوآله) عصباني ميشوند، از محاصرهي اقتصادي كشورهاي اسلامي، ناراحتميشوند؟!! |
| | |
| | #10 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,849
تشکر: 1,397
2,881 بار در 1,265 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() شناخت معرفتی وهابیت 1. وهابیت، یعنی تبدیل اهل سنت به یک مکتب، یا به عبارتی سنی ایسم که سعی می کند، براساس آموزه های اهل سنت مکتبی بنا کند که در مسائل درونی و برونی انسان نظریه سازی کند ومثل همه مکاتب، دارای یک سیر تاریخی در مفهوم سازی است که یافتن ریشه های تاریخی و جغرافیای این مکتب بسیار ضروری است. 2. مکان و فضا و جغرافیای این مکتب عربستان است و این جغرافیای فرهنگی سخت بر چارچوب معرفتی این مکتب تأثیرگذاشت. عربستان یک کشور پهناور صحرایی است که فضای انتزاعی در آن راه ندارد و فضای حس گرا و احساس گرا بر آن حاکم است. به همین دلیل دانش حاکم بر شبه جزیره عربستان ادبیات است. 3. روشنفکری قرن نوزدهم عربستان تحت الحمایه انگلستان به باز تولید فرهنگ عربستانی در قالب دین اهل سنت، پرداخته است و روش شناسی این بازتولید در قالب تحویل و تقلیل تسنن به دین یهود انجام پذیرفته (پروستانتیزم اسلامی تسننی) یا قوالب تفسیر بنیادگرایی یهودی برای تفسیر اسلامی سنی به کار برده شده است (مانند تفسیر یهود تشیع در قالب بهائیت در قرن نوزدهم که پروتستانیزم شیعی نام دارد.) 4. به همین دلیل، وهابیت در نقاطی رشد می کند که حالت قبائلی و صحرایی داشته باشد؛ مثل پاکستان و افغانستان، چون فقط در این فضاهای سنتی است که قدرت باز سازی و بازتولید خود را دارد و در فضاهای شهری و یا غیر قبائلی رشدی ندارد. 5. وهابیت چون بیابان گرایی را محور جغرافیای فرهنگی خود قرار می دهد، بر فرهنگ شهری می تازد و این را با شعار زهد و سادگی و غیره عجین می کند که بعد مذهبی به آن می بخشد، ولی در قالب نظریه ابن خلدون که همین کوچ نشینان بریک جانشینان را ترسیم می کند، می گنجد. 6. زمینه ساز حکومت پادشاهی عربستان، همین وهابیت است، چون فضای سیاسی ترسیم شونده توسط وهابیت، همان پادشاهی است که براساس امیری و امرایی بیانگردانی بنا می شود. زیرا تصلب گرفته شده از یهودیت با پادشاهی همگون و همنوا است؛ چنان که در تورات آمده است. 7. وهابیت یک نوع سکولاریسم زهدگرا را در بطن خود دارد؛ پس هرگونه معنای فرامادی حاکم بر زندگی دنیوی را نفی می کند و فقط زهد را ترویج می نماید و یک زهد خشک و مناسکی را حاکم می کند؛ پس با هرگونه ولایت و عرفان مخالفت کرده، نوک مخالفت را متوجه هرگونه معناگرایی غیردنیوی به عنوان شرک کرده، نوعی توحیدگرایی غیرمعناگرا را ترویج می کند. 8. مخالفت با شیعه و تشیع در همین قالب است، چون شیعه یک توحیدی ولایت مدار و معناگرا دارد که تار و پود زندگی دنیوی و اخروی را می پوشاند. وهابیت معناگرایی استدامه یافته از دنیا تا آخرت را نفی می کند و فقط به آخرت عملگرای قیامتی اعتقاد دارد؛ به همین دلیل باید گفت که این مکتب به نوعی خشونت عملگرا و زندگی خصوصی و عمومی معتقد است و اگر شکل حکومتی به خود بگیرد، حکومتی بسیار خشن خواهد بود. 9. پارادایم اسلامی یا الگوی تاریخی آن براساس خلیفه دوم شکل می گیرد که اسلامی مختص به او است. شناخت این نوع تفسیر در تاریخ اسلام می تواند ما را به شناخت معرفتی وهابیت برساند و فرق آن با تفسیر دیگر خلفای راشدین و بطور خاص با امام علی(ع) می تواند نقاط برخورد وهابیت با شیعه را بیان کند. 10. وهابیت پس از انقلاب اسلامی ایران بازسازی فکری و معنوی خود را آغاز کرد؛ چرا که نوعی واماندگی فکری و ساختاری را در جهت بخشیدن معنوی و اسلامی به جهان امروز احساس کردند و همان مذهب مورد غضب آنها، موفق به راندن غربی ها از لبنان و دیگر کشورهای اسلامی شد. پس دست به یک سری خشونت های جهانی علیه کشورهای غربی و به طور خاص، امریکا زد که البته آنها نیز از این خشونت گرایی سخت استفاده کردند که روند آن تا حال هم ادامه دارد. پدید آورنده : ابراهیم فیاض ![]() ![]() |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از نیایش عزیز تشکر کرده اند: | kalbol abas (۱۳۹۰/۰۶/۱۵) |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| قبور, مطهر, نور, نامه, ويژه, ۩۩, السلام, ائمه, بقيع, تخريب, سالروز, سرزمين, عليهم |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش همه)
کسانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 7
| |
| kalbol abas, majnune hossein, mohammad_mehdi, sh_m, مهدی س, نیایش, یا رقیه خاتون |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
| |