| ||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 |
| سینه زن هیئت ![]() |
__________________ وقتی بلیطش نیم بها شدکارت جانبازی اش را دیدم که ۶سال جبهه رفته بود و حالا دوسالی می شود با دختر ۲۵ساله ای رابطه دارد رزمنده چهل ساله!!! *** [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از hajhojat عزیز تشکر کرده اند: | محفل غم (۱۳۹۰/۰۸/۳) |
| | #2 |
| سینه زن هیئت ![]() | شرمنده دوستان این لینک ویژه نامه شهادت [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید]
__________________ وقتی بلیطش نیم بها شدکارت جانبازی اش را دیدم که ۶سال جبهه رفته بود و حالا دوسالی می شود با دختر ۲۵ساله ای رابطه دارد رزمنده چهل ساله!!! *** [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از hajhojat عزیز تشکر کرده اند: | محفل غم (۱۳۹۰/۰۸/۳) |
| | #3 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| |
| | |
| | #4 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| دل افســــردهام با غــم قــــرین اســــت كه در فكر جواد العارفیـــــن اســــــت چــرا غمگیــــن در این عالــم نبـاشــم پریشان قلب ختم المرسلیـــــن اســــت شــد از زهر جفــــا و كینــه مسمـــــوم جهان از ماتمش با غم قــــرین اســـت بــه هنگــام شبــاب، از كـیـــد دشمــن خزان، گلزار سلطان مبیـــــن اســـــت میـــان حــــجـــــره در بســـتــه بــــر او ز آهش، لرزه بر عرش بریــن اســــت غبار غـــم نشســتــــه بــــر رخ مـــــاه گه قتل شـــه دنیــــــا و دیـــن اســــــت لبــش عطشان و جانـش بر لبــــش بود چنان جدش كه دریا آفریــــــن اســـــت هنــــوزم در تمــــام كــــون، قطــــــره بپا شور عـزا در شهر دیــــن اســـــت |
| | |
| | #5 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| «ألسَّلامُ عَلَيکَ يااَباجَعفَرٍمُحَمَّدَ بنَ عَليٍّ البَرَّالتَّقِیَّ» شهادت مظلومانه پاره تن حضرت علي بن موسي الرّضا عليهم السلام٬ باب المراد عالمين ٬جـوادالأئـمـه، حضرت امام محمّد تقي عليهالسلام را به محضر مقدّس و منوّر حضرت حجة بن الحسن العسکري و تمامي شيعيان و محبّان آن حضرت تسليت و تعزيت عرض مي نمائيم ![]() |
| | |
| | #6 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() لوح مقدرات به هم خورده خاک است؛ آسمان در هم پیچیده است؛ ستارهای روشن نیست؛ ماه، در سوی دیگر آسمان فرو ریخته است؛ شیطان، پشت درهای بسته نامردی، زهر در کاسه میریزد. آسمان در خویش مچاله میشود از اندوه؛ خاک، تاب نمیآورد؛ واپسین لحظاتِ نفس کشیدنِ بغداد است در هوایی که مولا در آن نفس میکشد.جوانیاش را ملائک به نوحه نشستهاند. طنین توطئه، خواب تاریخ را میآشوبد، حقیقتی ویرانه بر دیوارها سرگذاشته، های های میگرید. رنجی نزدیک کاظمین منتظر است با آغوشی گشوده تا جوانترین ستاره دنبال دار امامت را از خاک تا افلاک دنبال کند حالتِ محزون خاک، ملائک را به زاری نشانده است. ثانیهها، پُرشتاب میگذرند، پاییز بر پنجرهها پنجه میکشد، چشمهای شیطان، نزدیک و نزدیکتر میشود دستها و کاسه زهر تو را با زهر سیراب کردهاند. صدای رفتنت را ملکوتیان، نزدیک حس میکنند. رفتهای و آفتابی از خاک رو گرفته است، غمی سرشار در رگهای زمین میجوشد. نبودنت را بر سر میکوبیم. سالهای سال میگذرد؛ ا ما هنوز صدای گامهایت را میشنویم که در کوچههای آسمان قدم میزنی جوانیات را، بیست و پنج سالگیات را. کبوترانه بال گرفتهایم بر گنبد و گلدستههایت. گذشتهای و زمان، شرمگین به دور دستِ نگاهت چشم دوخته است. «بغداد»، دست و پا در شوره زار اندوه میزند بیهوده.باد از هوای حادثه، بوی توطئه میآورد و همچنان کائنات سیاه پوش تواَند. «شبِ بدی ست نفسها به خاک افتادهست و ماه بادیه حتی به خاک افتادهست زمین مدار نخواهد شناخت بعد از این چه آتشی ست که در خوابِ خاک افتاده است» ![]() |
| | |
| | #7 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| نگاهي به زندگي حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع) امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت . نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است . القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر مي باشد . مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن حضرت ثبت است . امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود . پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت . مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد . " از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " . از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت . |
| | |
| | #8 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| ۩ دوران امامت امام جواد (ع) در سال 203 هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگي، به امامت رسيد دوران هفده ساله امامت او با حكومت مامون و معتصم، خلفاي عباسي، همزمان بود. هنگامي كه امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدينه به توس رفت. امام جواد (ع) كه كودك بود، مانند ديگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدينه ماند و در سال 202 هـ.ق براي ديدار پدر به مرو رفت و سپس به مدينه بازگشت. ۩ امام در بغداد پس از شهادت امام رضا (ع) مامون به بغداد رفت او كه از كمالات علمي و معنوي امام جواد (ع) آگاه بود ايشان را از مدينه به بغداد دعوت كرد. اما دولتمردان حكومت عباسي و اطرافيان مامون از اين اقدام ناخشنود بودند، به ويژه آنكه مامون تصميم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسري امام جواد (ع) در آورد. مامون براي آنكه آنها را از مقام علمي و فضل آن حضرت آگاه كند، در بغداد مجلس بحثي، ميان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتيب داد. دراين مجلس، امام به پرسشهاي علما پاسخ گفت و ميزان دانش و هوش وي بر آنان آشكار شد. پس از آن مامون دختر خود را به همسري امام درآورد. ۩ سفر حج امام جواد (ع) پس از چندي به سفر حج رفت و از آنجا به مدينه بازگشت، و پايان خلافت مامون در آن شهر ساكن بود. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسي، در سال 220 هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر بعضي روايتها به دستور معتصم مسموم شد و به شهادت رسيد. امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمي بزرگ مي دانستند. ايشان انساني بردبار، نيكو سخن، عابد و بسيار باهوش بود. حديثهاي بسياري از آن امام، در كتابهاي حديث، از جمله عيون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است. |
| | |
| | #9 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| ۩ جایگاه امام نزد خدا امام جواد علیه السلام به دلیل قابلیت و لیاقت وبهرهمندی از موهبت الهی ازجایگاهی رفیع در پیشگاه خداوند، پیامبر اکرم، پدر بزرگوارش و تمام کسانی که بهرهای ازشناخت امام دارند برخوردار است. اگر چه دشمنان دین و حاکمان معاصر امامان معصوم علیهم السلام همواره در مقام توطئه و سرکوب و تحقیر آنان بوده اند، اما حقانیت وصداقت و نورانیت امامان شیعه پیوسته نقشههای دشمنان را خنثی و بیتأثیر میساخته است و در برخی موارد، حتی دشمنان تحت تاثیروجود پر برکت آنان قرار میگرفتهاند. ۩ ازدواج امام جواد علیه السلام نیز با هوشمندی و درایت مخصوصبهخود،در برخورد با حاکم ستمگر عباسی،مامون، که قاتلپدرش امام رضا علیه السلام بود به گونهای عمل نمود که مامون نیز افتخار خویش را درانتخاب او برای ازدواج با دخترش ((ام فضل (لبابه)|ام فضل ))میدید. در دورانزندگی مشترک امام جواد علیه السلام با ام فضل (تا هنگام شهادت) حوادث گوناگونی اتفاق افتاده است. ۩ دوران امامت تا شهادت همسر دیگر امام جواد علیه السلام، سمانه مغربیه نام دارد که مادرامام هادی علیه السلام است. امام جواد علیه السلام همچون امامان دیگر بابهرهمندی ازعلومو معارف ناب توحیدی و دریافت حقایق از عوالم بالا در صحنههای مختلف، گوشههایی از اقیانوس نامتناهی علم و حکمت خویش را در زندگی سراسر رحمت خویش به نمایش گذاشته است. دفتر زندگی امام همانند سایر ائمه معصوم علیهم السلام آکنده است ازبرگهایی زرین ازمکارم اخلاق،مناقب و معجزات،استجابتد عاها، ارتباط متواضعانه، صمیمانه وهمدردی با اصحاب و یاران است. زندگی پربرکت امام جواد بانقشه معتصم،حاکم ستمگر عباسی، و دخالت مستقیم ام فضل همسر آن حضرت پایان یافت. آنحضرت در تاریخ 220 هجری قمری به شهادت رسید و در کنار قبر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسی کاظمدرکاظمینبهخاک سپرده شد. سخنانبه یادگار مانده از حضرت جواد علیه السلام در موضوعات مختلف هر یک به صورت مشعلی فروزان تا ابدیّت فراسوی راه انسانها میدرخشد و در بزرگراه کمال و سعادت، حقرا روشنی می بخشد. سخنان آن حضرت درباره جد گرامیاش،رسول خدا صلی الله علیه و آله، و مادرش،حضرت فاطمه زهرا علیهاسلام، و پدرش حضرت رضا علیه السلام نشانگر محبت و علاقه عمیقآن حضرت به این بزرگان می باشد. |
| | |
| | #10 |
| سینه زن هیئت ![]() تاریخ عضویت: خرداد ۱۳۹۰ محل سکونت: زیراسمان خدا شغل: دانشجو
نوشته ها: 67
تشکر: 0
260 بار در 69 پست از ایشان تشکر شده است
| ۩ خبر از شهادت مردی که باامام جواد علیه السلام برادر رضاعی بود (یعنی امام جواد علیه السلام و این شخص هر دواز یک خانم شیر خورده اند) می گوید: ز مانی در خدمت امام هادی علیه السلام بودم که فردی که کنیه اش ابو ذکّریا بود و مسئول مراقبت ازامام هادی علیه السلام بود و به او مطالبی می آموخت او هم حضور داشت، در همین صحنه که امام هادی علیه السلام از روی لوحه ای برای ابو ذکریا در حال خواندن بود ناگهان حضرت هادی علیه السلام به شدت شروع به گریستن کردند، ابو ذکریا پرسید: چرا گریه میکنید؟ امام هادی علیه السلام پاسخی ندادند پس از آن امام هادی علیه السلام که به داخل و اندرون منزل تشریف بردند فریاد و صدای گریه از داخل منزل بلند شد،آنگاه امام هادی علیه السلام خارج شدند و از علت گریه اش پرسیدیم حضرت فرمود: الانپدرم از دنیا رفت. ما گفتیم: از کجا متوجه شدید؟ حضرت فرمود: از عظمت وجلال پروردگار در وجود من حالتی پیدا شد که سابقه نداشت من با این تغییر حال متوجه شدم که پدرم از دنیا رفته است، کسانی که در این ماجرا وجود داشتند می گویند ماتاریخ این حادثه را در نظر گرفتیم و روز و ماه آن را بخاطر سپردیم پس از آن معلوم شد که امام جواد علیه السلام همان روز از دنیا رفته است. بحار الانوار، ج 50، ص 2، شماره 3. |
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| نامه, ویژه, الائمه, السلام, امام, جواد, شهادت, علیه |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش همه)
کسانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 7
| |
| hajhojat, mohammad_mehdi, msh2mhp, محفل غم, کربلا1389, امیرعباس, بین الحرمین |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
| |