| | #1 |
| سینه زن هیئت ![]() | چند خاطره از شهید صنیع خانی وقتي كه پزشك مسيحي هم گريه مي كند وقتي سيد محمد براي معالجة زخم هاي شيميايي در لندن به سر مي برد ، شب ها در گوشه اي از بيمارستان به مناجات و توسل و دعا مشغول مي شد . يك بار پزشكش به طور تصادفي متوجه حالات او شد و سخت تحت تأثير نيايش هاي او قرار گرفت . با اين كه هم مسلك و هم زبان با سيد محمد نبود ، ولي از سيد خواهش كرد كه به او اجازه بدهد بعضي از شب ها كه سيد در حال راز و نياز است او هم در كنارش باشد . از آن به بعد ، بعضي شب ها اين پزشك مسيحي به كنار سيد مي آمد . سيد ، مناجات مي خواند و او هم گريه مي كرد . سيد را همه دوست داشتند پزشكان و پرستاران سيد محمد ، بيش تر از آن كه براي معالجة سيد به اتاقش بروند، براي همنشيني با او به اتاقش مي آمدند . گاهي اوقات هم يادشان مي رفت كه به چه بهانه اي پيش او آمده اند . آن ها ، مجذوب اخلاق و روحية مقاوم سيد محمد شده بودند . آخر، زير فشار شيمي درماني ، آن همه روحيه و سرزندگي ، براي آنها عجيب بود . وقتي پزشكان و پرستاران دور سيد حلقه مي زدند ، او هم كم نمي گذاشت ؛ از هر دري برايشان سخني مي گفت ؛ بدون آن كه شكوه و شكايتي كند .
__________________ وقتی بلیطش نیم بها شدکارت جانبازی اش را دیدم که ۶سال جبهه رفته بود و حالا دوسالی می شود با دختر ۲۵ساله ای رابطه دارد رزمنده چهل ساله!!! *** [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] |
| | |
| یک کاربر برای این پست سودمند از hajhojat عزیز تشکر کرده اند: | عشقه جواد (۱۳۹۰/۱۱/۱۵) |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش همه)
کسانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 10
| |
| adeldevil, babolhossin, hajhojat, hamidrm70, heyatekazemiun, sam127, sobhan127, مجنون الحسین, yazahra, عشقه جواد |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
| |