| ||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
| | #1 |
| عاشق هیئت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ در مورد من: یه دل پرخون از مردم اطرافم محل سکونت: کرببلای قلبم مداح مورد علاقه: هرکی برا آقا بخونه شغل: اشک ریز حسین زهرا
نوشته ها: 1,509
تشکر: 6,019
6,512 بار در 1,835 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() ارمغان بعثت براي بشريت نويسنده : مهدي رضواني پور اهداف بعثت 1 - رفع اختلاف بشر در آغاز داراي زندگي اساس و جامعه اي ابتدايي بود و چون به تدريج بر تعداد افراد افزوده شد، بين آنان بر اثر تضاد منافع، اختلافات رخ داد، از اينرو نيازمند راهنما و قانون شدند. بر اين اساس، يكي از اهداف بعثت انبيا(ع) به بيان قرآن كريم بر طرف كردن تنازع و كشمكش بين مردم مي باشد؛ آنجا كه مي فرمايد: «مردم ]در ابتدا[ يك دسته بيشتر نبودند ]و تضادي در ميان آنها وجود نداشت. تدريجا جوامع و طبقات پديد آمدند و سپس در ميان آنها اختلافات به وجود آمد[. پس خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت دهند و انذار كنند و كتاب آسماني كه به سوي حق دعوت مي كرد، بر آنها نازل نمود تا در ميان مردم در آنچه اختلاف داشتند، حكومت كند.» (بقره. 213) پيامبر اكرم(ص) نيز پس از بعثت و به محض فراهم شدن زمينه تشكيل حكومت اسلامي با هجرت از مكه به مدينه، نخستين اقدامي كه كرد، ايجاد الفت و برادري در بين مسلمانان و رفع اختلاف و پراكندگي و خشكاندن ريشه دشمني ديرينه بين دو قبيله بزرگ مدينه، يعني «اوس» و «خزرج» بود. (1) قرآن كريم به اين جريان چنين اشاره دارد: همگي به ريسمان خدا (قرآن و اسلام و هرگونه وسيله ايجاد وحدت) چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت ]بزرگ[ خدا را بر خود به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دل هاي شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد.»(آل عمران. 103) وجود مقدس آن حضرت پيوسته عامل وحدت و همبستگي بود و بارها در موقعيت هاي گوناگون موجب برطرف شدن اختلافات ميان قبايل مختلف و يا صفوف مسلمانان مي شد. 2 - برقراري قسط و عدل از ديگر اهداف بعثت رسولان الهي به ويژه رسول اكرم(ص)، فراهم كردن شرايط براي قيام مردم به عدل و داد است. بدين منظور پيامبران(ع) با تجهيز شدن به دلايل روشن، كتاب هاي آسماني و ميزان سنجش حق از باطل، مأموريت يافته اند تا در راستاي برقراري قسط و عدل در جامعه تلاش نمايند. قرآن در اين باره مي فرمايد: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛ (حديد. 25) ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب ]آسماني[ و ميزان ]شناسايي حق و قوانين عادلانه[ نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.» مراد از بينات، معجزات و دلايل عقلي است كه پيامبران(ع) از آنها بهره مند بوده اند و منظور از ميزان - كه به معني وسيله وزن كردن و سنجش است - مصداق معنوي آن، يعني قوانين و مقررات الهي و يا دين و آيين است كه معيار سنجش خوبي ها و بدي ها، و ارزش از ضد ارزش ها است. (2) در خصوص، پيامبر خاتم(ص) نيز قرآن كريم پس از بيان مأموريت آن حضرت براي ايجاد وحدت در بين انسان ها و استقامت و پايداري در اين راه، مسئوليت برقراري عدالت در جامعه را به ايشان نسبت مي دهد و مي فرمايد: «قل آمنت بما انزل الله من كتاب و امرت لاعدل بينكم؛ (شوري. 15) بگو ]اي پيامبر![ به هر كتابي كه خداوند نازل كرده، ايمان آورده ام و مأمورم در ميان شما به عدالت رفتار كنم.» عدالت آرزوي ديرينه بشر است كه همواره در طول تاريخ در جستجوي آن بوده و اگر هرچه تلاش نموده، كمتر به آن رسيده، علتش جز اين نيست كه از اهداف بعثت انبياي الهي(ع) فاصله گرفته است و براستي كه امروزه تنها در سايه سار بعثت رسول اكرم(ص) و عمل به دستورات هدايت بخش قرآن و عترت - اين يادگاران جاويد پيامبر(ص) - است كه مي توان به قسط و عدل واقعي نايل گرديد. 3 - پيراستن جان ها از پليدي ها به حق، برانگيخته شدن پيامبري درس نخوانده و از ميان توده مردم برخاسته، (رسول امي) نعمت بسيار بزرگي از سوي پروردگار است كه سزاوار منت گذاري خداست؛ پيامبري كه موظف به تلاوت آيات روح افزاي الهي به منظور تطهير نفوس مردم از پليدي هاي شركت و عقايد باطل و خوي هاي پست حيواني و رشد و نمو آنان به اخلاق فاضله و تربيت در فضاي ملكات انساني مي باشد؛ چنان كه آن حضرت خود فرمود: «بعثت لاتمم مكارم الاخلاق؛ (3) من مبعوث شدم تا اخلاق كريمانه را به اتمام و اكمال برسانم.» قرآن كريم در يك آيه مي فرمايد: «هوالذي بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم...؛ (جمعه. 2) او (خدا) كسي است كه در ميان جمعيت درس نخوانده، رسولي از (جنس) خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنها بخواند و آنان را پاكيزه كند...» و در آيه اي ديگر از آن جهت كه تنها مومنان، تحت تاثير آيات وحي راه طهارت و تزكيه نفس را مي پيمايند و به فضايل اخلاقي زينت مي يابند، منت گذاري خدا را متوجه مومنان مي داند و مي فرمايد: «لقد من الله علي المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم...؛ (آل عمران. 164) خداوند بر مومنان منت نهاد هنگامي كه در ميان آنها پيامبري از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنها بخواند و آنها را پاك گرداند.» بنابراين از اهداف مهم ديگري كه قرآن كريم براي مبعث رسول خاتم(ص) برشمرده، تزكيه و تربيت مردم براي به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاي متعالي انساني و در نتيجه تنظيم روابط نيك با خالق و مخلوق در جامعه اسلامي است. 4 - آموزش قرآن و حكمت قرآن مجيد در ادامه دو آيه فوق، هدف ديگر از بعثت رسول اكرم(ص) را پس از تلاوت آيات الهي و تزكيه و تربيت نفوس، تعليم كتاب و حكمت به مردم معرفي مي كند. و يعلمهم الكتاب و الحكمه. چنان كه گفته اند، «كتاب» اشاره به قرآن و تعليمات آسماني آن دارد و «حكمت» اشاره به فلسفه و اسرار معارف قرآن و به فرموده علامه طباطبايي: «تعليم كتاب و حكمت شامل تمامي معارف اصولي و فروعي دين مي گردد.» (4) اما اينكه در راستاي تبيين اهداف بعثت، در سه آيه از قرآن (همچون دو آيه مذكور) تزكيه قبل از تعليم كتاب و حكمت ذكر شده و در يك آيه، بعد از آنها بيان گرديده (بقره129. ) نشان دهنده اين حقيقت است كه اين دو امر تاثير متقابل در يكديگر دارند و همان طور كه تربيت صحيح اخلاقي، زاييده علم حقيقي است، علم حقيقي هم نتيجه تربيت صحيح اخلاقي مي باشد. بدين ترتيب، پيامبر اكرم(ص) از بين توده مردم به امر مقدس رسالت برانگيخته شد تا با تلاوت آيات الهي، مردمي را كه به صراحت «و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين» (آل عمران164. ) در ضلات و گمراهي آشكار به سر مي بردند و گرفتار سيه روزي و بدبختي، جهل و ناداني و آلودگي هاي گوناگون معنوي بودند، به بركت تعليم كتاب و حكمت، تربيت نمايد و به سوي كمال انساني سوق دهد؛ چنان كه در مدت كوتاه رسالت خويش، انسان هاي بزرگي همچون علي(ع)، فاطمه(س)، سلمان، مقداد، ابوذر و مانند آنان را تربيت كرد و تحول عظيمي در جامعه آن روز حجاز ايجاد كرد و زمينه گسترش تعاليم حيات بخش و معارف هدايتگر دين خود را براي هميشه توسط اهل بيت(ع) خويش به سراسر دنيا فراهم ساخت. 5. عبادت و بندگي اگر مقصود از آفرينش جن و انس به بيان آيه شريفه «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون» (ذاريات56. )، عبادت پروردگار عالميان است، هدف نهايي از بعثت پيامبران الهي، به ويژه خاتم رسولان(ص) نيز جز رساندن بشر به جايگاه والاي عبوديت موحدانه و نجات او از پرستش طاغوت نخواهد بود: «ولقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدواالله و اجتنبوا الطاغوت؛ (نحل36. ) ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خداي يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.» اميرمؤمنان علي(ع) مي فرمايد: «همانا خداوند، محمد(ص) را به حق مبعوث كرد تا مردم را از پرستش بندگان خدا ]نجات بخشد و با خود[ به سوي پرستش خدا ببرد.»(5) چه اينكه پرستش خدا متوقف بر پذيرش توحيد و يكتايي پروردگار و ولايت او بر همه موجودات هستي است كه موجب خروج انسان از ظلمت شرك و كفر و ناداني و رذايل اخلاقي، و عروج به نور كمال انساني مي باشد؛ در حالي كه عبادت طاغوت (شيطان و هرچه در مقابل حق است) باعث سقوط آدمي به قعر ظلمات گمراهي و مايه گرفتاري در عذاب الهي است: «خداوند ولي و سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند، آنها را از ظلمت ها به سوي نور بيرون مي برد؛ ]اما[ كساني كه كافر شدند، اولياي آنها طاغوت است كه آنها را از نور به سوي ظلمت ها بيرون مي برد. آنها اهل آتش اند و هميشه در آن خواهند بود.» آري، به فرموده رهبر معظم انقلاب: «پيام مبعث را مي شود در قرآن در بخش هاي برجسته اي جستجو كرد... يكي پيام خروج از ظلمت و ورود به نور ]است[... انسان ها را از ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، خلقيات بد، فتنه هاي ميان افراد بشر، خرافاتي كه بر ذهن هاي انسان ها حاكم مي شود، پنجه مي اندازد و آنها را از راه مستقيم منحرف مي كند. از ظلمات ظلم و طغيان خارج مي كند و به نوري كه مقابل آن است، هدايت و دلالت مي كند(6) نوري كه در واقع همان حقيقت توحيد و عبوديت موحدانه است و همه ارزش ها و فضيلت ها در پرتو آن قرار مي گيرد و به عنوان ثمره والاي بعثت پيامبر(ص) يگانه راه رهايي انسان از اسارت شيطان و هواي نفس مي باشد. 6. اتمام حجت رحمت واسعه خداوند اقتضا مي كند كه حكم عقل را به سبب بعثت رسولان خود به حكم نقل تأييد و تقويت كند و حجت و راهنماي باطني (عقل) را با حجت و راهنماي ظاهري (رسالت) همراه سازد و بدين ترتيب، راه سعادت و خوشبختي را فراروي بندگانش بگستراند كه: «انا هديناه السبيل اما شاكر او اما كفورا؛ (انسان. 3) ما راه را به انسان نشان داديم كه يا شكرگذار است و يا ناسپاس.» و اين گونه است كه با برخورداري بشر از نعمت رسالت و هدايت، حجت الهي بر او تمام مي شود و جاي هيچ گونه عذر و بهانه اي براي مجرمان و گنهكاران باقي نمي ماند؛ چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «و ما كنا معذبين حتي نبعث رسولا؛ (اسراء. 51) و ما هرگز ] شخص يا قومي را[ مجازات نخواهيم كرد، مگر آنكه پيامبري را مبعوث كرده باشيم.» و حضرت علي(ع) درباره رسول خدا (ص) مي فرمايد: «گواهي مي دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده خداست. او را فرستاد تا فرمان خدا را اجرا كند و بر مردم حجت را تمام نمايد و آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.» (7) و اين چنين است كه بشر امروزي نيز در برابر مظاهر فريبنده و جاذبه هاي دروغين دنيايي، به واسطه گرفتاري در غل و زنجير هوا و هوس معذور نخواهد بود و نسبت به قهر و انتقام الهي هيچ گونه حجت و دليلي نخواهد داشت. سخن آخر بعثت پيامبر اكرم (ص) به عنوان سر سلسله قافله انبيا (ص) عالي ترين موهبتي است كه پروردگار عالميان به بشر ارزاني داشته تا از رهاورد آن، جان ها از پليدي هاي شرك و گناه زدوده شود و با ترتيب نقوس درپرتو تعليم كتاب آسماني و اسرار و معارف ديني، قسط و عدل درجامعه انساني حكمفرما گردد و اختلافات كه سر منشأ جز جهل و ناداني و دنيا دوستي و خودخواهي ندارد، برطرف شود و آدمي به عروج بر فراز آسمان عبوديت و كمال نايل گردد و بدين ترتيب حجت بر همه افراد بشر از مؤمن وكافر تمام شود. منبع : مركز فرهنگ و معارف قرآني پي نوشت : 1 - ر. ك. تفسير نمونه، ج3، ص25 2 - ر. ك. تفسير الميزان، ج19، ص 171، تفسير نمونه، ج 23، ص. 370 3 - بحار الانوار، ج 76، ص. 372 4 - تفسير الميزان، ج 1، ص. 330 5 - الكافي شيخ كليني، ج 8، ص 386، ح. 586 6 - بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولين نظام به مناسبت مبعث پيامبر اكرم (ص)، 1376. 9. 7 7 - نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، ص 131، خطبه 38. |
| | |
| 2 کاربر برای این پست سودمند از امیرعباس عزیز تشکر کرده اند: | Farzad.azizi99 (۱۳۹۰/۰۴/۸), عاشق هیئت (۱۳۹۰/۰۴/۸) |
| | #2 |
| عاشق هیئت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ در مورد من: یه دل پرخون از مردم اطرافم محل سکونت: کرببلای قلبم مداح مورد علاقه: هرکی برا آقا بخونه شغل: اشک ریز حسین زهرا
نوشته ها: 1,509
تشکر: 6,019
6,512 بار در 1,835 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() بعثت از ديدگاه اميرالمؤمنين بعثت حضرت خاتمالانبيا محمد مصطفي(ص)، بيترديد، عظيمترين، تأثيرگذارترين و پر رمز و رازترين پديدة هستي است؛ چرا كه خداوند متعال پس از گذشت بيش از ششصد سال از بعثت آخرين پيامبر و طي دوران طولاني فترت، كاملترين، جامعترين و متعاليترين دين را به دست كاملترين، جامعترين و متعاليترين موجود جهان آفرينش به انسانها ارزاني داشت و درهاي خزائن حكمت و معرفت خود را بر آدميان گشود. با بعثت حضرت ختمي مرتبت(ص) چنان انقلابي در ارض و سماء و ملك و ملكوت رخ داد كه پيش از آن هرگز سابقه نداشت. بيشك درك و فهم چنين رويداد عظيمي تنها در توان كساني است كه خود مستقيماً از چشمة حكمت و معرفت پيامبر خاتم(ص) سيراب شده؛ و بعثت را با همه وجود حس كرده و حتي صداي شيطان را به هنگام نزول وحي بر پيامبر(ص) شنيده است؛ كسي به تعبير پيامبر اعظم(ص) همة آنچه را كه رسول خدا ديده است، به چشم خود ديده و همة آنچه را كه آن حضرت شنيده، به گوش خود شنيده و تنها تفاوت او با پيامبر اين بوده كه به مقام نبوت نرسيده است.1 آري، او كسي نيست جز خانهزاد وحي، برادر و وصي رسول خدا، حضرت اميرمؤمنان(ع). با توجه به آنچه گفته شد، در اين مقاله نگاهي سريع و گذرا خواهيم داشت بر آن دسته از خطبهها و كلمات امير بيان، علي(ع) كه در آنها از بعثت و نبوت حضرت ختمي مرتبت(ص) سخن به ميان آمده است. امير مؤمنان علي(ع) در نخستين خطبة نهجالبلاغه، دربارة بعثت پيامبران الهي و از جملة پيامبر خاتم(ص) ميفرمايد: و خداوند پاك از ميان فرزندان آدم پيغمبراني برگزيد و از ايشان به زبان وحي پيمان گرفت، در زماني كه بيشتر آفريدگان پيمان خدا را وارونه و به حق او نادان بودند و براي وي مانندها گرفته بودند. شياطين راه آنها را از خداشناسي زده بودند و به گمراهي كشيدند، پس پيامبران خود را برانگيخت، و يكي پس از ديگري فرستاد تا عهد خداشناسي را كه در فطرت آدمي بود باز طلبكنند، و نعمت از ياد رفته را باز به ياد آورند، و با مدد حجت و برهان آنان را به راه آورند، و گنجينههاي دانش پنهاني را برون آرند و راز هستي را در ديدگانشان بنمايند. چه از آسماني كه فراز سر ايشان است، و چه گهوارهاي كه در زير پايشان گسترده، و چه از انواع معيشتها كه زندهشان ميدارد، و اجلهايي كه نابودشان ميكند، و بيماريهايي كه ماية فرسودگي آنان ميگردد، و بلاهاي هولناك زمانه كه پياپي برايشان وارد ميشود، و هيچگاه خداي پاك از آفريدگان خود، پيغمبر يا كتاب يا برهان قطعي يا روشي استوار را مضايقه نفرموده، پيامبراني كه با وجود شمار كم و داشتن دشمنان بسيار از رسالت وحي بازنماندند. گاه از ايشان پيامبراني بودند كه اسم پيغمبر بعد از خويش را ميدانستند و يا پيغمبران پيشين آنها را ميشناختهاند. بدينگونه قرنها سپري و روزگار طي شد و پدران رفتند و دنيا را به فرزندان خود وانهادند، تا اينكه خداي پاك محمد(ص) را براي وفاي به وعدة خويش و اكمال نبوت مبعوث فرمود، در حالي كه از پيغمبران پيشين پيمان گرفته بود، و نشانههايش آشكار، و ميلادش فرخنده بود. در آن زمان ساكنان زمين هر يك جزء مذهبي متفرق، و با خواستهايي پراكنده بودند، و به راههاي گوناگون ميرفتند: گروهي خدا را همتاي خلق دانسته، و گروهي در نام او تصرف روا ميداشتند يا به غير او ميپيوستند. پس پروردگار آنان را به وسيلة آن پيامبر از گمراهي به راه راست راهبر شد، و ايشان را از جهالت رهانيد. سپس خداوند پاك ديدار خود را براي محمد(ص) برگزيد و او را در جوار خويش شايسته ديد و تمايلش را به سوي خود رهنمون شد، و از بلاهايش رهانيد. و روحش را كريمانه به سوي خويش خواند ـ درود بر وي و خاندان وي باد ـ او نيز چون پيامبران امتهاي ديرين براي شما ميراثي گذاشت؛ زيرا كه ايشان امت خود را وانگذاردند مگر به رهنمون راهي روشن و نشانهاي معين. محمد(ص) نيز كتابي را كه از سوي پروردگارتان بر او فرود آمده بود، در ميان شما نهاد؛ كتابي كه احكام حلال و حرامش در آن بيان و واجب و مستحب و ناسخ و منسوخِ آن روشن شده بود. معلوم داشته كه چه كارهايي مباح است و كداميك واجب يا حرام. خاص و عام چيست و در آن اندرزها و مثالهاست. مطلق و مقيد و محكم و متشابه آن را آشكار ساخته. هر مجملي را تفسير كرده و گره هر مشكلي را گشوده است. و نيز چيزهايي است كه براي دانستنش پيمان گرفته شده و چيزهايي است كه به نادانستنش رخصت داده شده. احكامي است كه در كتاب خدا به وجوب آن فرمان داده شده و در سنت، آن حكم نسخ گشته و نيز احكامي است كه در سنت به وجوب آن تأكيد شده ولي در كتاب به ترك آن اجازه داده شده و نيز اعمالي است كه زمانش فرا رسد واجب و چون زمانش منقضي گردد وجوبش از ميان رود. و در مورد اموري كه ارتكاب آن گناه، خُرد است و مستوجب آمرزش اوست و اموري كه اندك آن هم پذيرفته ميشود و هر كس اختيار دارد كه بيش از آن را نيز به جاي آورد.2 آن حضرت در قسمتي از خطبه 33 نهجالبلاغه، بعثت پيامبر اكرم(ص) را چنين توصيف ميكند: خداوند پاك، محمد(ص) را به پيامبري فرستاد در حالي كه ميان عرب كسي نبود كه كتابي خوانده، يا دعوي پيامبري كرده باشد. پس محمد(ص) آنان را رهبري نمود، به جايي كه بايد نشانيد، و به عرصة رستگاريشان رسانيد. تا احوالشان چونان نيزههايشان استقامت پذيرفت و جاي پاي استوار كردند، و سنگهايي كه بر آن ايستاده بودند از لرزش بازماند. به خدا سوگند، كه من از افراد سپاه او بودم كه به دشمن هجوم برديم تا فرار كردند من نه ناتواني نمودم و نه بيم به دل راه دادم. اكنون در اين راه هم كه ميروم همانند راهي است كه با فرستادة خدا(ص) رفته بودم، امروز هم باطل را برميدرم تا چهرة حق از كنار آن آشكار شود. مرا با قريش چه كار؟ به خدا سوگند آن زمانها كه كافر بودند با ايشان جنگيدم، اكنون هم به خاطر انحرافشان با ايشان پيكار ميكنم، و همانگونه كه در زمان فرستادة خدا(ص) روياروي آنان بودم امروز نيز مقابل ايشانم. به خدا قسم قريش كينهاي از ما ندارد جز آنكه خدا ما را بر آنان برگزيد، و آنان را در زمرة خود در آوريم، پس چنان بودند كه شاعر گفته: «به جان خودم سوگند كه بامدادان پيوسته شير خالص نوشيدي، و سرشير و خرماي بيهسته خوردي. ما اين مقام عالي را به تو داديم و تو مقامي نداشتي، ما بوديم كه پيرامون تو اسبان كوتاه مو و نيزهها فراهم ساختيم».3 در خطبه 93 نيز در وصف سلسلة پيامبران الهي ميفرمايد: آنان را در بهترين وديعتگاه به امانت نهاد و در شريفترين قرارگاه جاي داد. آنان را از اصلاب كريم به رحمهايي پاكيزه منتقل گردانيد. هرگاه يكي از آنان از جهان رخت برميبست ديگري براي اقامة دين خدا جاي او را ميگرفت. تا كرامت نبوت از سوي خداوند پاك نصيب محمد(ص) گرديد. او را از برترين معادن و عزيزترين سرزمينها بيرون آورد؛ از درختي كه پيامبرانش را از آن برآورده، و امينان وحي خود را از آن گلچين كرده بود. عترتش بهترين عترتهاست، و دودمانش نيكوترين دودمانها، و شجرهاش بهترين شجرههاست، در حرم روييده و در بستان مجد و شرف باليده است، شاخههايش بلند و ميوهاش دور از دسترس، اوست پيشواي پرهيزگاران و ديدة بيناي راه يافتگان، اوست چراغ پرفروغ و شهاب درخشان و آتشزنة فروزان. سيرتش ميانهروي، آيينش رشددهنده، كلامش جداكنندة حق از باطل، و داوريش قرين عدالت است. او را در فاصلهاي از پيامبران و در دوران خطا و لغزش امتها، و در ناداني و بيخبري گرفتار فرستاد. خداوند بر شما رحمت آورد، بر نشانههاي آشكار عمل كنيد راه واضح و روشن است و شما را به بهشت ميخوانند. اكنون در سرايي هستيد كه در آن براي كسب رضاي خداوندي آسودگي و فرصت داريد، پروندهها گشوده است، و قلمها جاري است، و بدنها سالم، و زبانها گوياست، توبه پذيرفته، و اعمال مقبول ميگردد.4 امير مؤمنان(ع) در خطبة 94 به توصيف وضعيت مردمان تا پيش از برانگيخته شدن حضرت ختمي مرتبت(ص) پرداخته، ميفرمايد: به رسالتش فرستاد. در حالي كه مردم گمراهاني حيرتزده، و در فتنه فرو افتاده بودند. هوا و هوس آنان را بر خود غوطهور، و كبر و نخوت از طريق صوابشان منحرف ساخته، جاهليت تاريك آنان را سبكسر و در كارها متزلزل و حيران نموده بود، رسولالله(ص) نصيحت و نيكخواهي را به حد اعلي رسانيد و به راهشان آورد و به حكمت و اندرز نيكو آنها را به راه خدا فراخواند.5 آن حضرت در خطبه 95 نيز پيامبر گرامي اسلام را چنين توصيف ميكند: قرارگاه او بهترين قرارگاهها، و خاستگاه او شريفترين خاستگاههاست، در معادن كرامت، و مهدهاي پاكي و پاكدامني دلهاي نيكوكاران بدو گراييد، و توجه چشمها به سوي او گرديد. خداوند با بعثت او كينهها را مدفون ساخت، و آتش خصومتها را خاموش نمود. ميان ياران را (به خاطر ايمان) بدو الفت داد، و ميان خويشاوندان (به خاطر كفر) جدايي افكند. ذليلان را عزيز كرد و عزيزان را ذليل، و حقايق را گاه به سخن آشكار نمود و گاه به خاموشي.6 امام علي(ع) در خطبه 108 دنياگريزي پيامبر اكرم(ص) را توصيف كرده، ميفرمايد: دنيا را ناچيز و خرد شمرد، و بيمقدارش دانست و خوارش كرد، و دانست كه خداي تعالي دنيا را از او دور گردانيد، چون حقير بود به ديگري ارزانيش داشت. پس به جان و دل از دنيا اعراض نمود، و خاطرة آن را در وجود خود كشت، و دوست داشت زينتش در برابر چشمش نيايد تا مبادا از آن جامة فاخري گزيند و يا به ماندن در آن اميد بندد. پيام پروردگارش را به مردم رسانيد تا آنان را بهانهاي نباشد، و امت خود را از روي نيكخواهي هشدار، و با بشارت بهشت مژده داد و دعوت فرمود، و با تهديد از آتش ترساند. ما شجرة نبوتيم، و جايگاه فرود آمدن رسالت، و محل آمد و شد ملائكه، و معادن علم، و چشمههاي حكمت. يار و عاشق ما منتظر رحمت خداوندي باشد، و دشمن و كينهتوز ما در انتظار قهر خداوند.7 امير بيان، اميرمؤمنان(ع) در خطبه 234 نهجالبلاغه كه به خطبة «قاصعه (خواركننده)» معروف شده است، در بياني زيبا به فلسفة رنج و ابتلاهايي كه انبياي الهي(ع)، از جمله پيامبر خاتم(ص) در تبليغ رسالت و نبوت خود، بدانها گرفتار شدند، اشاره كرده و توضيح ميدهند كه چرا خداوند پيامبران الهي را از قوت و قدرت ظاهري و سلطنت دنيايي برخوردار نساخته است: اگر خداي پاك ميخواست كه هنگام برانگيختن انبيا درب گنجهاي طلا، و معادن زر ناب، و باغهاي بهشتگونه را برايشان بگشايد، و پرندگان و وحوش زمين را به فرمان ايشان درآورد انجام ميداد، ولي اگر آنگونه ميكرد آزمايشها را موردي نبود و پاداش روز كيفر باطل ميشد و اخبار آسمان تباه ميگرديد و ثواب مبتلايان به سختي بر پذيرندگان دعوت انبيا تعلق نميگرفت، و گروندگان در خور ثواب نيكوكاران نميشدند و براي اسماء و لغات مفهومي نميماند.8 ولي خداي پاك پيغمبران خود را در تصميمهايشان نيرو داد، و به ظاهر در ديدة ديگران ناتوان نمود، با قناعتي كه دلها و ديدگان را از بينيازي پر ميكرد و با گذشتي كه چشمها و گوشها را مملو ميساخت. اگر پيامبران را نيرويي بود كه كس را ياراي ستيز با آنان نبود و يا عزت و جاهي كه مورد ستم واقع نميشدند يا سلطنتي كه مردم به سويشان گردن ميكشيدند، و از هر سو بار سفر بسته آهنگ ايشان مينمودند تا هيبت و شكوهشان را بنگرند، در اين حال مردم اندرزهايشان را آسانتر ميپذيرفتند و در برابر آنان كمتر سركشي ميكردند، آنگاه از وحشتي كه از عظمت ظاهر انبيا بر آنها چيره ميشد يا به واسطة رغبتي كه آنها را متمايل ميساخت ايمان ميآوردند؛ يعني نيتهايشان خالص نبود و اعمال نيكشان ميان مؤمن حقيقي و ظاهري يكسان بود. اما خدا ميخواهد كه پيروي از فرستادگان وي و تصديقكتابهايش و فروتني در پيشگاهش و تسليم در برابر فرمانش و گردن نهادن به طاعتش اموري باشد خاص او و از هرگونه شايبهاي پاك باشد، كه هر چه آزمايش و امتحان بزرگتر، پاداش و ثواب آن بيشتر است.9 سرانجام در خطبة 226 شاهد شكوائية امام علي(ع) در فراق پيامبر اكرم(ص) هستيم؛ كلماتي كه در هنگام غسل دادن و كفن كردن رسول خدا بيان شده است: اي فرستاده خدا! پدر و مادرم به فدايت، با مرگ تو رشتهاي گسسته شد كه با مرگ ديگران پاره نشود و آن رشته نبوت و اخبار غيبي و آسماني است. حادثة خاصي بود مصيبت تو به گونهاي كه آنان كه به مصيبت مرگ تو دچار شوند ديگر سوگها را از ياد بردند، و همگان يكسان در مصيبت مرگ تو عزادار شدند، اگر ما را به شكيبايي فرمان نداده، و از زاري منع نكرده بودي، چنان ميگريستيم تا سرشكمان را به پايان رسانيم، درد جدايي تو در رفتن درنگ ميكند، و رنج و اندوه تو چون يار سوگند خوردهاي همره ماست، در سوگ تو هر چه بيتابي كنيم باز هم اندك است؛ ولي مرگ چيزي است كه كس را ياراي راندن و توان دفع آن نيست، پدر و مادرم فداي تو باد؛ ما را نزد پروردگارت ياد كن و به ما بينديش.10 پي نوشت : 1. امام علي(ع) در خطبه 234 نهجالبلاغه (خطبه قاصعه) ميفرمايد: «روزگاري جز خانهاي كه فرستادة خدا(ص) و خديجه در آن ميزيستند اسلام به خانة ديگر وارد نشده بود و من سومي آنان بودم. روشنايي وحي و رسالت را به چشم خود ميديدم و بوي نبوت را استشمام ميكردم. هنگامي كه وحي بر ايشان نازل ميشد صداي ناله شيطان را شنيدم، پرسيدم: اي پيامبر خدا، اين صداي ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است از اينكه او را بپرستند نوميد شده است. تو هم ميشنوي هر چه من ميشنوم و ميبيني آنچه من ميبينم، جز آنكه تو پيامبر نيستي، ولي تو وزير مني، و به راه خير ميروي. (نهجالبلاغه، ترجمه محمدمهدي فولادوند، ص316) 2. نهجالبلاغه، ترجمه محمد مهدي فولادوند، ص22ـ24. 3. همان، ص56ـ57. 4. همان، ص118. 5. همان، ص119. 6. همان. 7. همان، ص140. 8. ايمان مردم براساس طمع پاداش آخرت بود و در غير اين صورت جايي براي اعمال نيكو نميماند. 9. همان، ص308ـ309. 10. همان، ص288. منبع: ماه نامه موعود - شماره 66 /س |
| | |
| 2 کاربر برای این پست سودمند از امیرعباس عزیز تشکر کرده اند: | Farzad.azizi99 (۱۳۹۰/۰۴/۸), عاشق هیئت (۱۳۹۰/۰۴/۸) |
| | #3 |
| عاشق هیئت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ در مورد من: یه دل پرخون از مردم اطرافم محل سکونت: کرببلای قلبم مداح مورد علاقه: هرکی برا آقا بخونه شغل: اشک ریز حسین زهرا
نوشته ها: 1,509
تشکر: 6,019
6,512 بار در 1,835 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() چهل حدیث از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم *مومنان ، سهل گير و نرم خو هستند .*هر که مومني را خوشحال و شاد کند مرا شاد نمود ه و کسي که مرا شاد کند خدا را شاد نموده است . بسم الله الرحمن الرحیم قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم : 1- عليک بالشکر فانه يزيد في انعمه سپاسگذار و شکر گذار باش زيرا که آن نعمت را زياد مي کند . 2- لا يشکرالله من لا يشکرالناس کسي که از مردم (در مقابل نيکي آنها ) تشکر نکند خداي را شکرگذاري نکرده است . 3- ان اشکرالناس لله اشکرهم للناس شاکرترين مردم نسبت به خدا ، حق شناس ترين آنها نسبت به مردم است . 4- من احب ان يکون اقوي الناس فليتوکل علي الله هر که دوست دارد قوي ترين مردم باشد پس به خدا توکل نمايد . 5- طوبي لمن شغله خوف الله عن خوف الناس خوشا بر کسي که ترس از خدا او را از ترس مردم بازدارد . 6- من خاف الله عز وجل خاف منه کل شيء و من لم يخف الله اخافه الله من کل شيء هر که از خداي عز و جل بترسد همه از او مي ترسند و کسيکه از خدا نترسيد خداوند او را از همه چيز بترساند 7- خشيه الله راس کل حکمه ترسيدن از خدا سرآمد هر حکمت و دانش است . 8- ودالمومن ، المومن في الله من اعظم شعب الايمان و من احب في الله و ابغض في الله و اعطي في الله و منع في الله فهو من الاصفياء دوستي مومن با مومن براي رضاي خدا از بزرگترين شعبه هاي ايمان است و کسي که براي خدا دوست دارد وبراي خدا دشمن دارد و براي خدا ببخشد و براي خدا دريغ دارد از برگزيدگان است . 9- افضل ايمان المرء ان يعلم ان الله معه حيثما کان . برترين درجه ايمان مرد آن است که بداند هر جا که باشد خدا با اوست . 10- اوحي الله تعالي الي موسي يا موسي من کان ظاهره ازين من باطنه فهو عدوي حقا"و من کان ظاهره و باطنه سواء فهو مومن حقا" و من کان باطنه ازين من ظاهره فهو وليي حقا". خداوند تعالي به موسي وحي نمود که يا موسي هر که ظاهرش زيباتر و با زينت تر از باطنش باشد او حقا" دشمن من است و هر که ظاهر و باطنش يکي باشد او حقا" مومن است و هر که باطنش بهتر از ظاهرش باشد پس حقا" او دوست من است . 11- المومنون هينون . مومنان ، سهل گير و نرم خو هستند . 12- من سر مومنا" فقد سرني و من سرني فقد سرالله . هر که مومني را خوشحال و شاد کند مرا شاد نمود ه و کسي که مرا شاد کند خدا را شاد نموده است . 13- هديه الله الي المومن السائل علي بابه هديه خداوند به سوي مومن ، محتاجي است که به در خانه او آمده است . 14- ليس منا من لم يوقرالکبير و يرحم الصغير و يامربالمعروف و ينه عن المنکر . کسي که بزرگ را محترم نشمارد و به کوچک ترحم نکند و امر به معروف و نهي از منکر نکند از ما نيست . 15- رحم الله امرء اصلح من لسانه . خدا رحمت کند آن را که زبانش را اصلاح کند . 16- جاهدوا انفسکم علي شهواتکم تحل قلوبکم الحکمه با نفس خود بر سر شهوات و تمايلات بجنگيد تا حکمت قلبهاي شما را فرا گيرد . 17- ان اکثر ما يدخل الناس الجنه تقوي الله و حس الخلق آنچه بيشتر از هر چيز مردم را به بهشت داخل مي کند تقوي و حسن خلق است . 18- من حفظ عني من امتي اربعين حديثا" في امر دينه يريد به وجه الله و الدارالآخره بعثه الله يوم القيامه فقيها" عالما" . هر که از امت من چهل حديث از من در امر دين خود حفظ کند و مقصودش رضاي خدا و سراي آخرت باشد ، خداوند او را در روز قيامت فقيهي دانشمند مبعوث گرداند . 19- من عمل علي غير علم کان ما يفسد اکثر مما يصلح . هر که ندانسته کاري انجام دهد خرابي و فسادآن بيش از اصلاحش خواهد بود . 20- راس العقل بعد الايمان بالله عز و جل التحبب الي الناس . سر آمد عقل پس از ايمان به خداوند عز و جل اظهار دوستي و محبت با مردم است . 21- من تواضع لله رفعه الله و من تکبر وضعه الله . هر که براي خدا تواضع کند خداوند او را رفعت دهد و هر که تکبر نمايد خدا او را خوار گرداند . 22- طوبي لمن حسن مع الناس خلقه . خوشا به حال کسي که با مردم خوشرفتاري کند . 23- اتي رجل النبي صلي الله عليه و آله فقال يا رسول الله اي الناس افضلهم ايمانا" ؟ قال ابسطهم کفا مردي خدمت رسول خدا(ص) امد و گفت اي رسول خدا کداميک از مردم از جهت ايمان بر ترين انهاست؟ فرمود:آن که دستش براي بزل و بخشش از ديگران باز تر است. 24- من اقتصد اغناه الله هرکه ميانه روي کند خدا وند اورا بي نياز گرداند 25- من احب السبيل الي الله عز و جل جرعتان: جرعه غيظ تردها بحلم و جرعه مصيبه تردها بصبر از محبوب ترين راه ها به سوي خداوند عز و جل نوشيدن دو جرعه است: جرعه خشمي که با بردباري ان را رد کني و جرعه مصيبتي که با صبر آن را برگرداني 26- عليکم بالعفو فان العفو لا يزيد العبد الا عزا فتعافوا يعزکم الله ملازم عفو و گذشت باشيد زيرا عفو نمودن جز عزت و ارجمندي به بنده نيفزايد. پس هميديگر را عفو کنيد تا خداوند شما را عزيز گرداند. 27- ينادي مناد يوم القيامه من کان لهو علي الله اجر فليقم فلا يقوم الا العافون الم تسمعوا قوله تعالي: فمن عفي و اصلح فاجره علي الله. روز قيامت ندا کننده اي صدا ميزند هرکه بر خدا پاداشي دارد بپا خيزد پس بر نميخيزند مگر عفو کنندگان آيا فرمايش خداي تعالي را نميشنويد که فرمايد:هر که عفو کند و سازش نمايد پاداشش بر خداوند است. 28- من حرم الرفق فقد حرم الخير کله. هرکه از نرمش و ملايمت محروم شد از تمامي خير و نيکي محروم گرديد. 29- لا تغتابواالمسلمين و لا تتبعوا عورا تهم. غيبت مسلمين را نکنيد و در جست و جوي عيوب آنان نباشيد. 30- اقل الناس راحه الحسود. اسايش و راحتي حسود از همه مردم کمتر است. 31- دعوه المظلوم مستجابه و ان کان فاجرا". دعاي ستمديده مستجاب شود اگرچه فاجر و بد کار باشد. 32- للمرائي ثلاث علامات: ينشط اذا کان عند الناس و يکسل اذا کان وحده و يحب عن يحمد في جميع الامور براي رياکار سه علامت است: چون در نزد مردم باشد با نشاط است و زماني که تنها باشد کسل است و دوست ميدارد در تمام کار ها ستايش شود 33- للمنافق ثلاث علامات : يخالف لسانه قلبه و قوله فعله و علانيته سره براي منافق سه علامت است : دلش بر خلاف زبان و کردارش بر خلاف گفتارش و باطنش بر خلاف ظاهر است 34- کبرت خيانه ان تحدث اخاک حديثا" هو لک به مصدق و انت له کاذب خيانت بزرگي است که به برادرت سخني گوئي و او آن سخن ترا تصديق کند در حالي که تو به او دروغ ميگوئي 35- ترک الفرص غصص فرصت ها را از دست دادن ، موجب غصه ها است . 36- بادروا بعمل الخير قبل ان تشغلوا عنه بر انجام عمل خير پيشدستي کنيد پيش از آنکه چيزهاي ديگر شما را از انجام آن بر خود مشغول دارد . 37- ابدووا بالسلام قبل الکلام فمن بدا بالکلام قبل السلام فلا تجيبوه پيش از سخن گفتن ، گفتار خود را با سلام شروع کنيد . پس هر که پيش از سلام کردن شروع به سخن نمود پاسخش ندهيد . 38- قيل لرسول الله مالحزم ؟ قال مشاوره ذوي الراي و اتباعهم عرض شد حزم و احتياط چيست ؟ فرمود : با صاحبان راي مشورت کردن و از آنها پيروي نمودن 39- من صلي علي صلي الله عليه و ملائکته و من شاء فليقل و من شاء فليکثر فرمود: هرکه بر من صلوات فرستد خدا و فرشتگانش بر او صلوات فرستند و هرکه خواهد کم فرستد و هر که خواهد زياد کند 40- ارفعوا اصواتکم بالصلوه علي فانها تذهب بالنفاق آوازهاي خود را به صلوات فرستادن بر من بلند کنيد زيرا که آن نفاق را بر طرف سازد . |
| | |
| 2 کاربر برای این پست سودمند از امیرعباس عزیز تشکر کرده اند: | Farzad.azizi99 (۱۳۹۰/۰۴/۸), عاشق هیئت (۱۳۹۰/۰۴/۸) |
| | #4 |
| عاشق هیئت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ در مورد من: یه دل پرخون از مردم اطرافم محل سکونت: کرببلای قلبم مداح مورد علاقه: هرکی برا آقا بخونه شغل: اشک ریز حسین زهرا
نوشته ها: 1,509
تشکر: 6,019
6,512 بار در 1,835 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() 3gp پسوند [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] منبع:راسخون [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید]
__________________ همه ی ما امید داریم در قیامت حضرت فاطمه(س) بگه این سینه زن حسینم بوده،کاریش نداشته باشین ولی امیدوارم اون موقع حضرت زهرا(س) نگه این خون به دل مهدی من کرده. کاش زودتــــر میـــــرفتم اینـــــجا دیگر جای من نیــــســـت. ویرایش توسط امیرعباس : ۱۳۹۰/۰۴/۸ در ساعت ۱۳:۰۳ |
| | |
| 2 کاربر برای این پست سودمند از امیرعباس عزیز تشکر کرده اند: | Farzad.azizi99 (۱۳۹۰/۰۴/۸), عاشق هیئت (۱۳۹۰/۰۴/۸) |
| | #5 |
| عاشق هیئت ![]() تاریخ عضویت: اسفند ۱۳۸۹ در مورد من: یه دل پرخون از مردم اطرافم محل سکونت: کرببلای قلبم مداح مورد علاقه: هرکی برا آقا بخونه شغل: اشک ریز حسین زهرا
نوشته ها: 1,509
تشکر: 6,019
6,512 بار در 1,835 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() نصايح پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله حجت الاسلام شيخ حسين انصاریان [برای دیدن لینک ها باید ثبت نام کنید . برای ثبت نام در هیئت مجازی مادحین کلیک کنید] منبع:راسخون |
| | |
| 2 کاربر برای این پست سودمند از امیرعباس عزیز تشکر کرده اند: | Farzad.azizi99 (۱۳۹۰/۰۴/۸), عاشق هیئت (۱۳۹۰/۰۴/۸) |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| مبعث, نامه, ویژه, وحی, پیامبر, آله, الله, اکرم, باران, صلی, علیه |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش همه)
کسانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 3
| |
| Farzad.azizi99, امیرعباس, عاشق هیئت |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
| |