| ||||||
![]() |
| | LinkBack | ابزارهای موضوع | نحوه نمایش |
| | #11 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| ** السلام علیک یا بنت رسول الله** *** السلام علیک یا بنت امیرالمومنین*** ای فروغ تابنده کوثر!ای پرستار شهادت!تو بانوی فصاحتی واعجاز.نطق آتشین تو ،قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد .اشک ازچشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد... سلام بر تو ای دخت پاک گوهر علی و زهرا ، قلب ما دوستدار توست و چشم ما در انتظار لحظه ی تولدت ... زینب جان برما نازل شو، تا بر فراز بلندترین قله های عرفان، پایین ترین حد وجود تو را درک کنیم. ای کاش شناختم از تو همپای عشقم بود ، نمی دانم راز این ناهمسانی از کجاست؟ هرچه کوشیدم تا بین هدف و عشقم نسبت به تو توازنی برقرار سازم نتوانستم. قصه ی عجیبی ست، هر کس را به قدری که می شناسی، می ستایی و به قدری که در نزدت معروف است، محبوب است. اما نمی دانم چرا حال ما با تو چیز دیگری ست؟ آنقدر عشقم شتابنده است که فرسنگ ها ازمعرفتم فاصله گرفته، گام عقلم در دهلیزهای تودرتوی شناخت به دنبال یک دانایی تعهدآور و یک آگاهی مسئولیت آفرین می گردد، اما پرنده ی عشقم منزل ها از این دهلیزها فراتر رفته، عطشم همه تو را می خواند. ای تندیس صبر، آسمان دل شکسته ی ما این روزها بارانیست، تو را به جان مادرت زهرا ما را دریاب... |
| | |
| | #12 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| مختصری از زندگی نامه حضرت زینب (سلام الله علیها ) حضرت زینب کبری (س) در روزپنجم جمادی الاول سال پنجم یا ششم هجری در شهرمدینه منوره متولد گردیده و جهان رابه قدوم خویش مزین فرمودند. نام مبارک آن بزرگوار ز ینب و کنیه گرامیشان، ام الحسن وام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتنداز:صدیقه الصغری، عصمه الصغری، ولیه الله العظمی، ناموس الکبری، شریکه الحسین، عالمه ،فاضله،کامله و... پدر بزرگوارآن حضرت اولین پیشوای شیعیان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع)ومادر گرامی آن بزرگوار حضرت فاطمه زهرا (س) می باشد. درآن زمان که صدیقه کبری(س)به این گوهردریای عصمت بارداربود، پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم )درمدینه حضورنداشتند وبه سفری رهسپاربودند.هنگامی که وجودمقدس زینب کبری(س)متولد گشت ،صدیقه طاهره(س)به امیرالمومنین(ع) فرمودکه چون پدرم درسفر است ودرمدینه حضور ندارد،شما این دختر را نام بگذارید.آن حضرت فرمود:من بر پدر شما سبقت نمی گیرم ،صبرنما که به این زودی رسول خدابازخواهدگشت وهرنامی که صلاح داند بر این کودک می نهد. هنگامی که سه روزگذشت رسول خدا(ص)مراجعت نمود و همانگونه که رسم وسیره رسول اکرم (ص)بودنخست به منزل حضرت زهرا(س)واردگشتند. امام علی(ع)خدمت آن حضرت عرض کرد:یارسول الله!خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است ،نامش رامعین فرمایید.فرمود:اگرچه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگارعالم است و من منتظر وحی می باشم.دراین حال جبرییل نازل شد ،عرض کرد:یارسول الله!حق تو راسلام می رساند و می فرماید:نام این مولود را "زینب" بگذار چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم. رسول اکرم(ص) قنداقه آن مولودگرامی راطلبید و به سینه چسبانید،ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود:به حاضرین وغایبین امت وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند.هماناکه اوبه خدیجه کبری(ع)شبیه است. |
| | |
| | #13 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() زينب كبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص) رسيد. رسول خدا (ص) براى ديدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود: ((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )). فاطمه (س) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟! رسول خدا (ص) فرمود: ((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)). در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند)).(1) |
| | |
| | #14 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| درست ترين گفتار آن است كه سيدتنا زينب كبرى (س) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ، و تربيت و پرورش آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و از پستان زهراى مرضيه (س) شير وحى مكيده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ايشان باشند.(2) |
| | |
| | #15 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب (س)، حسين (ع) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: ((خداوند به من خواهرى عطا كرده است )). پيامبر(ص) با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين (ع) پرسيد: ((براى چه اندوهگين و گريان شدى ؟)).< p/> پيامبر(ص) فرمود: ((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.)) تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا (ص) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض كرد: ((اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد و از اين مصايب دردناك تر و افزون تر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد.)) پيامبر (ص) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س) از علت آن پرسيد. پيامبر (ص) بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب (س) وارد مى شود، براى زهرا(س) بيان كرد. حضرت زهرا (س) پرسيد: ((اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب (س) گريه كند كيست ؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: ((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع) گريه مى كند))(3) |
| | |
| | #16 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| ![]() نام نهادن زینب علیها السلام چشم اهل مدینه، روزی به جمال زینب کبری روشن شد که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در سفر بودند. فاطمه زهرا علیها السلام به امیر مومنان علیه السلام عرض کردند: چون پدرم در مسافرت هستند، نامی برای این دختر برگزین. علی علیه السلام فرمودند: من بر پدرت پیشی نمی گیرم. صبر میکنیم تا رسول خدا صلی الله علیه و آله از سفر باز گردند. پس از بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله از ایشان خواستند تا نامی برای نو رسیده انتخاب کنند. پیامبر فرمودند: فرزندان فاطمه اگرچه اولاد من هستند، ولی امر آنها با خدا است و من منتظر دستور الهی میمانم. جبرئیل نازل شد و عرض کرد: خداوند میفرماید: نام این دختر را زینب بگذارید، چرا که این نام را در لوح محفوظ نوشتهایم. القاب زینب علیها السلام حضرت زینب را «عقیله بنی هاشم» نام نهاده اند و عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد. دیگر لقب ایشان صدیقه صغری است. به زن بسیار راستگو، صدیقه گویند، و چون فاطمه زهرا را صدیقه کبری میخواندند و علی علیه السلام را صدیق اکبر، زینب را صدیقه صغری نامیدهاند. لقب دیگر آن بانوی بزرگوار، «عصمت صغری» است، چرا که ملکه1 پاک دامنی و دوری از گناه را خداوند به او عطا فرموده بود. این بانوی امین و بزرگوار القاب دیگری نیز داشتهاند که از آن جمله است: «ولیّهُ الله» و «اَمینهُ الله». کمالات حضرت زینبزینب کبری را کمالاتِ بسیار بود: در جمال و سکینه و وقار، همانند خدیجه کبری بود و در عصمت و حیا، به فاطمه زهرا میمانست. در فصاحت و بلاغت، هم چون علی مرتضی بود و در حلم و بردباری، همسان امام مجتبی و در شجاعت و قوت قلب، بسان حضرت سید الشهدا. تربیت حضرت زینب زینب کبری در حصنِ حصینِ نبوت و خاندان والا مقامِ ولایت و امامت تربیت یافت. از لبان آموزگار وحی، دانش اندوخت و در دامان کرامت، پرورش یافت و از تربیت خمسه طیبه، ادب آموخت. یگانه پرستی زینب علیها السلام حضرت زینب در دوران طفولیت در دامان پدر می نشست و حضرت علی علیه السلام با لطف و مهربانی، به او سخن گفتن میآموخت. روزی امام به دختر عزیزش فرمود: بگو «یک». گفت: یک. فرمود: بگو «دو» زینب ساکت ماند. فرمود: نور دیده من! بگو دو. ناگهان زینب زبان گشود و عرض کرد: پدر جان! زبانی که به گفتنِ یک باز شد، چگونه می تواند «دو» بگوید؟! امام که میدانست مراد فرزندش اذعان به توحید و یگانگی خدا است، او را به سینه چسباند و بوسید. حضرت زینب را «عقیله بنی هاشم» نام نهاده اند و عقیله، به زنی بزرگ منش گویند که در بین بستگان، عزیز و محترم و در خاندانِ خود، ارجمند باشد. زین اب بعضی معتقدند: زینب، نام درختی زیبا و خوشبو است، و برخی گفتهاند: زینب در اصل، مرکب از دو کلمه «زین» و«اب» است و زینب را از آن رو زینب گویند، که زینت و افتخار پدر است و بدین سان، آن بزرگوار را «زین ابیها» نامند؛ هم چون مادرش که«ام ابیها» است. بندگی خدا شهامت، شجاعت و قوت قلب زینب، از ارتباط و اتکای او به خدا سرچشمه میگیرد. سخنان کوبندهاش در کاخ یزید، نهی از منکر در آن فضای مسموم، حمایت و پاسداری از حیا و عفت در همه مراحل سفر، و عمل به وظیفه در همه جا، جلوههایی از بندگی حضرت زینب علیها السلام است. دوستی زینب و حسین علیهما السلام علاقه و محبت امام حسین و زینب علیهما السلام به یکدیگر در تمام مراحل زندگیشان جلوه گر است: در طفولیت، زینب جز در آغوش حسین آرام نمیگرفت و همواره به او چشم میدوخت. گویند: موقع ازدواج، زینب کبری با شویش، عبد اللّه شرط کرد که همه روزه به او اجازه دهد تا حسین علیه السلام را زیارت کند و کمتر روزی بود که زینب حسین را نبیند. هم سفر حسین علیه السلام بعضی از سیره نویسان گفتهاند: در هنگام ازدواجِ زینب کبری، علی علیه السلام با عبد اللّه شرط کرد که هر گاه حسین به سفر رفت، زینب هم اجازه داشته باشد با او مسافرت کند. عبد اللّه شرط را پذیرفت و به پیمان خود همواره پایبند بود. دانش زینب علیها السلام ![]() حضرت زینب از نظر دانش در آن مرتبه بود که بسیاری از زنان مدینه نزد ایشان میآمدند و از درس تفسیر او بهره میبردند. البته دانش او برگرفته از مدرسه و مکتب نبود، بلکه ـ چنان که امام سجاد علیه السلام در مسجد کوفه بعد از ایراد خطبه معروف حضرت زینب فرمودند ـ او دانشمندی الهی است و خداوند چشمههای زلال معرفت را بر قلب مبارکش جاری ساخته است. عبادت زینب کبری علیها السلام زینب علیها السلام در خشوع و خضوع و عبادت و بندگی مانند پدر و مادر بزرگوارش بود: شبها را به تهجد صبح میکرد و مدام قرآن تلاوت میفرمود. آن بانوی بزرگ اسلام در میدان دشوار کربلا و از آن جا تا شام، در مشکلترین حالات، نماز شب و عبادتِ خدا را ترک نگفت. فصاحت و بلاغت ابن عباس، پسر عموی پیامبر صلی الله علیه و آله درباره زینب کبری چنین گوید: «عقیله ما زینب، دختر علی علیه السلام در فصاحت و بلاغت و شجاعت ادبی، بی نظیر بود. هنگامی که سخن میگفت، میپنداشتی علی علیه السلام سخن میگوید.» گواه این مطلب سخنرانی او در مجلس یزید است. این سخنان در حدّ اعلای فصاحت و در اوج شیوایی و رسایی قرار دارد. بصیرت در امور سیاسی محمد غالب شافعی از علمای اهل سنت می گوید: زینب علیها السلام دختر علی بن ابیطالب در بهترین مکتب اخلاقی پرورش یافت و از سرچشمه آیات الهی سیراب گشت؛ در حلم و کرم و بصیرت در امور سیاسی بین خاندان بنی هاشم مشهور شد و جمال و جلال، سیرت و صورت و اخلاق و فضیلت را به هم آمیخت. او شبها در عبادت بود و روزها در روزه. صبر و شکیبایی مرحوم سپهر، سیره نویس معروف میگوید: در مراتب فضل زینب کبری علیها السلام سخن بسیار است، به فصاحت و بلاغت او، همگان معترفند؛ هر گاه لب به سخن میگشود، گویی علی بن ابیطالب سخن میگفت. عفت و عصمت، و درآیت و دانش آن بانوی بزرگ فراتر از آن است که به قلم در آید و در وصف بگنجد. در صبر و شکیبایی چنان بود که همگان را متحیر میساخت. اگر اندکی از سنگینیِ مصایب او، بر دوش کوهها و آسمان و زمین قرار گیرد، آنها را متلاشی میکند. به راستی از آغاز آفرینش انسان تا کنون زنی به بردباری، ایثار و شجاعت او دیده نشده است. ![]() |
| | |
| | #17 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گرديد، جز على بن ابى طالب (ع) كه ولادت هر يك از اولاد او سبب حزن او گرديد. در روايت است كه چون حضرت زينب متولد شد، اميرالمؤ منين (ع) متوجه به حجره طاهره گرديد، در آن وقت حسين (ع) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده اميرالمؤ منين (ع) از شنيدن اين سخن بى اختيار اشك از ديده هاى مبارك به رخسار همايونش جارى شد. چون حسين (ع) اين حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصيبت و سبب حزن و اندوه پدر گرديد، دل مباركش ره درد آمد و اشك از ديده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد: ((بابا فدايت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گريه مى كنيد، سبب چيست و اين گريه بر كيست ؟)) على (ع) حسينش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود: ((نور ديده ! زود باشد كه سر اين گريه آشكار و اثرش نمودار شود.))كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همين بشارت را سلمان به پيغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گرديد. چنان كه در بعض كتب است كه حضرت رسالت در مسجد تشريف داشت آن وقت سلمان شرفياب خدمت گرديد و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنيت گفت . آن حضرت بگريست و فرمود: ((اى سلمان جبرييل از جانب خداوند جليل خبر آورد كه اين مولود گرامى مصيبتش غير معدود باشد تا به آلام كربلا مبتلا شود، الخ ))(4) |
| | |
| | #18 |
| پرچم دار هیئت ![]() تاریخ عضویت: ارديبهشت ۱۳۸۹ در مورد من: عاشق عباس علمدار حسینم محل سکونت: سید الکریم مداح مورد علاقه: کریمی شغل: مداح
نوشته ها: 1,851
تشکر: 1,401
2,887 بار در 1,267 پست از ایشان تشکر شده است
| پرستاری چیست؟ پرستاری، تنها نشانه های پرستاران نیست. پرستار کسی است که چشم از خود فرو بسته، از خود و تمایلات خود گذشته، خواب راحت را ترک گفته، خستگی را بر آسودگی ترجیح داده، نگاه از خویش بر گرفته و بر عزیزی که در رنج بیماری گرفتار آمده است نگران گشته است. رنج بیمار را در خود حس می کند و این رنجوری را بین بیمار و خود تقسیم می کند تا از رنج بیمار بکاهد. پرستاری آن است که از خودخواهی تهی شوی و به عشق رضایت حق، خود را سرشار از نوع دوستی و احسان سازی و این می تواند من و تو را هم به شوق اندازد. |
| | |
![]() |
| علاقه مندی ها (Bookmarks) |
| برچسب ها |
| ▐♪, ▐عاشقترين, نامه, ولادت, ويژه, پرستار, حضرت, روز, زينب, سوگراميداشت |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
(نمایش همه)
کسانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند : 2
| |
| mactavish, نیایش |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
| |